اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٥١٢ - میرزا محمّد صالح آزادانی
[شیخ محمّد تقی آقانجفی و فرزندش شیخ جلال الدّین نجفی] اختصاص یافت. همچنین در مدرسه صدر به تدریس کتابهای حکمت مانند «اسفار»، «منظومه»، «شرح تجرید» و غیره می پرداخته و در مجالس خصوصی تفسیر می گفته است.
او مردی وارسته و جامع جمیع ملکات و فضائل انسانی بود و الحق ملکی بود به صورت بشر. در عین فقر و تهیدستی به متموّلین و اغنیاء بی اعتناء و فقط متوجّه حضرت باری تعالی بود. وی در شب شنبه ٥ جمادی الاولی سال ١٣٧٢ به عارضه سکته وفات یافته و در بقعه تکیه درکوشکی مدفون گردید. و قابل توجّه آن که روز قبل در مجلس ختم علّامه فقیه مرحوم آقا سیّد محمّد کوه کمری در مدرسه صدر در حضور جمعی فرمود: «فردا نوبت من است» و فردا به همان کیفیّت وفات یافته، در همان محل جهت او مجلس ختم گرفتند.
[در وفات او میرزا حبیب اللّه متخلّص به «نیر» مرثیه ای به عربی سروده و مادّه تاریخ او را چنین گفته است:
فَیا نَیّر اُکتُب فی الجواب بسؤال من دعاک هنا عن عام فقد لذا الحبر
ثلاثا اذا نقصت من ذا تؤرّخه «فخلد جنانٍ منزل السیّد الصدر»
١٣٧٢=٣-١٣٧٥]
از آثارش کتاب «شروق الحکمه» است، در حل معضلات اسفار و منظومه که آن را در دوره اشتغال خود در نجف [و تحصیل نزد شیخ عبدالصمد سبزواری] نوشته است. اثر دیگرش «شرح کفایه الاصول» استادش آخوند خراسانی است.
پدرش از فضلاء اصفهان بوده و قبل از سال ١٣٢٣ فوت شده است.[١]
[١] علوم و عقاید، ص٢٦-٣٥؛ تاریخ اصفهان (جابری)، ص٣٤٨؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی)، صص ٤٣٠ و ٤٣١؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخّر، صص ١٨١ و ١٨٢؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج٢، صص ٧٣١ و ٧٣٢؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص٨٦؛ بوستان فضیلت، صص ٨٨-١١٢.