اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٢٩ - ربیع انصاری
بس که در دل داشت جا ذوق گرفتاری مرا مشت خاک من پس از مردن زمین دام شد[١]
ربیع انصاری
ربیع انصاری، نویسنده و روزنامه نگار ادیب در سال ١٣١٨ق در اصفهان متولّد گردیده و تحصیلات خویش را در این شهر انجام داده در اوایل جوانی شعر می گفته و «بهار» تخلّص می کرده و در انجمن ادبی شیدا شرکت می کرد. در اواخر سال ١٣١٩ش روزنامه «کیوان» را منتشر کرد [پس از اینکه جدایی طلبان فرقه دموکرات وابسته به شوروی به آذربایجان دست یافتند] در سال ١٣٢٤ش به اصفهان آمده و دو سال در آنجا روزنامه کیوان را انتشار داد و پس ختم غائله به ارومیه مراجعت کرد. او به زبانهای فرانسوی، انگلیسی، عربی، ترکی و آشوری آشنا بوده و به کشورهای اروپایی مسافرت کرده بود.
این کتابها از اوست:
١. «جنایات بشر یا آدم فروشان قرن بیستم»، مطبوع ٢. «داوری تربیت»٣. «سیزده عید»٤. «وضع اجتماعی زن»
از اوست:
گرچه رنج سخت جان از سستی پیمان اوست صد هزاران دست دل از عشق بر دامان اوست
ساغر عیشم شکست او گرچه از سنگ فراق مستی ما جمله از پیمانه پیمان اوست[٢]
[١] تذکره صحف ابراهیم، ص١٤٦؛ تذکره روز روشن، ص٢٨٨.
[٢] تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص ٩٤ و ٩٥؛ تاریخ جراید و مجلّات ایران، ج٤، ص١٥٣؛ چهره مطبوعات معاصر، صص ١٨٣ و ١٨٤؛ فرهنگ داستان نویسان ایران، ص٤٣؛ الذریعه، ج٥، ص١٥٤.