اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ١٠٠ - حاج سیّد محمّد رضا غروی چهارسوقی
انجمن های ادبی شرکت نمی کرد. مضمون اشعار او اغلب در مدح و مرثیه چهارده معصوم علیهم السلام و پند و حکمت است. در شعر «رضا» تخلّص داشت و اشعارش هنوز به چاپ نرسیده است. سرانجام وی در ٢١ فروردین ١٣٨٤ش بدرود حیات گفت و در قطعه ٢٠ قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
از اوست:
آنان که دوستی حق ادّعا کنند باید که صبر در خور این مدعا کنند
بر گرد شمع دوست چو پروانه پر زنند تا جان خویش را به راه او فدا کنند[١]
رضا مینوی اصفهانی
رضا شجاعت متخلّص به «مینو» فرزند حسن، شاعر ادیب [از سخنوران اصفهان در قرن چهاردهم هجری. در سال ١٢٩٥ش] در اصفهان متولّد شده و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه، به کسب و کار پرداخته و به حسابداری [در شرکت قند[ مشغول شد. تحصیلات ادبی را نزد حسین مسرور، احمد غفراللّهی (جنّت) و جعفر نوا کسب کرد و در فنون شعر و ادب مهارت یافت.[٢] [او کمتر به انجمن های ادبی می رفت و اغلب در خلوت خود به مطالعه و سرودن شعر مشغول بود و گاه با دوستان صمیمی خود منوچهر سلطانی (شاعر و موسیقی دان)، منوچهر قدسی (شاعر و خوشنویس) و جواد ساعتچی مصاحبت و معاشرت داشت.
او سرانجام در سال ١٣٩٨ق وفات یافته و در تکیه آباده ای واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
منوچهر قدسی ضمن قطعه ای مادّه تاریخ فوتش را چنین یافته است:
«قدسی» به سال رحلتش این سان رقم زد «مینو ادیب شاعر آزاده رفت آه»[٣]
[١] مصاحبه غلامرضا نصرالهی با آقای حاج رضا قدم زن در تابستان ١٣٧٩ش.
[٢] تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص ٤٨٩ و ٤٩٠.
[٣] آوای مینو: مقدمه؛ تخت فولاد یادگار تاریخ، خطی.