اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ١٠٦ - رضا مینوی اصفهانی
روزنامه های «سایبان» و «سینا» به چاپ رسیده است.]
از اوست:
چشم تو به چالاکی ترکان کمان کش بگرفته به خون ریختنم تیر و کمان را[١]
محمّد رضا شکیب اصفهانی
محمّد رضا متخلّص به «شکیب» فرزند محمّد حسین شمشیری شاعر و ادیب عارف. در سال ١٢٨٤ش در اصفهان متولّد شده و در این شهر به کسب علم و ادب پرداخت. در ٢٧ سالگی به عرفان روی آورده و مُرید ذوالرّیاستین شیرازی شد در شعر و ادب از محضر سینا کرونی بهره برده و در انجمن ادبی شیدا نیز از اساتید ادب کسب فیض کرد. سپس در انجمن های ادبی اصفهان همچون انجمن کمال حضور یافت. او به شغل قلمزنی امرار معاش می کرد و به مشایخ نعمت اللهی پاقلعه اصفهان ارادت می ورزید. دیوان اشعارش چندین بار به چاپ رسیده است.
وی سرانجام در [دوم ذیحجّه ١٤٠٢ق مطابق با ٢٨ شهریور ١٣٦١ش] وفات یافته و در صحن تکیه آقاباشی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. مادّه تاریخ وفاتش را شاعر توانا و ادیب دانشمند آقای میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» گوید:
به شمسی خاصه بُرنا وفات او بنوشت: «اجل گرفت قلم از کف شکیب ادیب»[٢]
این ابیات از شکیب اصفهانی است:
هر که زد اندر ازل جامی ز مینای محبّت تا ابد در سر هوای خانه خمّار دارد
آب و رنگ لاله روی تو ای سرو خرامان باغ و بستان را به چشمم خوارتر از خار دارد
[١] سخنوران نامی معاصر ایران، ج١، ص٦٥٦؛ تذکره خوان نعمت، ص٥٤؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص٩٨؛ یادداشت های محقّق گرامی آقای حمید خلیلیان.
[٢] تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص ٢٧٤-٢٧٦؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص٥٥.