اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٤٠٣ - شعبان خان تارزن
ابوالحسن اصفهانی، آقا میرزا محمّد حسین غروی نائینی و جمعی دیگر از افاضل حاضر گردید. لکن به مناسبت ابتلاء به بیماری به اصفهان مراجعت کرده و فقط توانست به اقامه جماعت در مسجد نو حاج رسولی ها و موعظه و ارشاد مردم در آن مسجد بپردازد.
او سرانجام در ٢٥ شعبان سال ١٣٩٩ق وفات یافته و جنب قبر پدرش در تکیه حاج آقا مجلس (تکیه سیّد ابوجعفر) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[١]
شمس الدّین دینانی*
حاج شمس الدّین دینانی اصفهانی متخلّص به «شمس» فرزند آقا احمد ملقّب به «شمس الشّعراء»، از شعرای اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری. در سال ١٢٤٧ش در روستای «دینان» از توابع اصفهان متولّد شده و به کسب علم و ادب مشغول شد. او دارای صدایی خوش بوده و در خوشنویسی نیز مهارت داشته است. در سرودن شعر زبردست و خوش قریحه بوده و خصوصا غزل را نیکو می سروده است. «مجموعه اشعار شمس اصفهانی دینانی» به اهتمام حسین توسلّی دینانی در سال ١٣٨٤ش به چاپ رسیده است. او در سال ١٣١٢ش در زادگاه خود وفات یافته و همانجا مدفون شد.[٢]
از اوست:
تا شدم عاشق نمی دانی چه ها می خواستم اوّل از معشوق خود مهر و وفا می خواستم
عاقبت نگذاشت جان سازم فدایش از وفا چون که من یک بوسه از وی خونبها می خواستم
[١] تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج٢، صص ٣٢٠ و ٣٢١؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص٥٦.
[٢] مجموعه اشعار شمس اصفهانی دینانی: مقدمه.