اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٥١٠ - صادق نوری مازندرانی
(مسجد جامع) تا سال ١٠١٩ق (مسجد جارچی) یعنی در مدت ٣٤ سال باقی است. در اصفهان شغل صحّافی و کتیبه نویسی داشته و گاهی برای بزرگان و اشراف مدیحه می سروده و صله دریافت می کرده است. در شعر و ادب نیز دارای مهارتی به سزا بوده تا جایی که حکیم شفائی شعر او را تحسین می کرده است. صحیفی به فارسی و ترکی شعر سروده است.
او بیش از هشتاد سال عمر کرد. پسرش ابوعلی در هند وفات یافت و او از شدت تأثّر در سال ١٠٢٢ق وفات یافته و در بقعه سه تنان واقع در مسجد آقانور اصفهان مدفون شد.
حکیم شفایی جهت او مرثیه و مادّه تاریخ سروده که به شرح زیر است:
چون صحیفی جوهری ز قضا از جهان رفت جانب عقبا
دل خلق جهان بسوخت بر او همه را دیده گشت خون پالا
بی بدل بود در فنون سخن در فنون شعر بود بی همتا
تا قیامت بر این کتابه دهر رقم خط او بُوَد پابرجا
سال فوتش ز عقل جستم گفت: «رفت ملّا صحیفی از دنیا»
غیر از «دیوان اشعار»، «ساقی نامه» نیز سروده که مطلع آن این بیت است:
بده ساقی آن آب فکرت گداز که بیرون دهد دل از این پرده راز
این رباعی هم از صحیفی شیرازی است:
بستند ملایک کمر از صدق و یقین در خدمت شمع روضه خلد برین
مقراض به احتیاط زن ای خادم ترسم بِبُری شهیر جبریل امین[١]
[١] تذکره مجمع الخواص، ص٢١٨؛ تذکره گلشن بی خار، ص٢٤؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص ١٤٦-١٤٩؛ تذکره نصرآبادی، ج١، ص٤٣٢؛ تذکره میخانه، صص ٣١٦ و ٣١٧؛ تذکره غنی، ص٨٠؛ تذکره حسینی، ص١٨٨؛ دانشمندان و سخن سرایان فارس، ج٣، ص٤٣٣؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج١، صص ٤٣٧ و ٤٣٨؛ مزارات اصفهان، صص ٢٦٣-٢٦٥؛ الذریعه، ج٩، ص٥٩٩؛ تذکره شمع انجمن، ص٤٠٨؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج٢، ص٣٢٧؛ خوشنویسی در کتیبه های اصفهان، صص ٥٨-٦٥؛ لغت نامه دهخدا: ذیل (صحیفی)، ص١٠٣؛ تاریخ نظم و نثر، ص٥١٦.