اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٣٨ - رجبعلی گلزار
پدر و سایر اساتید به پایان رسانید. از اوان جوانی به سرودن شعر پرداخته و به انجمن های ادبی راه یافت و خصوصا در انجمن ادبی شیدا شرکت می کرد.
او پیرمردی زنده دل و خوش مشرب بود. او در ١٩ رجب سال ١٣٦٦ق وفات یافته و در تکیه ای به نام خودش (تکیه گلزار) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
[تاریخ وفات او را شکیب اصفهانی چنین گفته است:
از باغ جنان بلبل، سر کرد برون گفتا: «گلزار» می گلگون زد از خُم روحانی]
دیوان اشعار گلزار در سال ١٣٦٩ق به طبع رسیده است.[١]
حاج رجبعلی افسرده*
حاج رجبعلی شمس متخلّص به «افسرده» فرزند حسینعلی، از شعرای معاصر خمینی شهر است. در سال ١٣٠٢ش متولّد شده و پس از تحصیل در انجمن های ادبی شرکت کرده است.
از اوست:
می سوزم و می سازم، با عشق چو پروانه مجنونم و سرگردان، آواره ز کاشانه
پیموده ام این ره را، چون قطره اشک شمع سر ریزم و جان و دل، اندر ره جانانه[٢]
رجبعلی طوسی اصفهانی*
[١] تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص ٣٩٩ و ٤٠٠؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج٢، ص٨٧٥؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص١٨٢؛ دیوان شکیب اصفهانی، صص ٤٩٠ و ٤٩١.
[٢] خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، ص٣٦٧.