اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ١٣٠ - شیخ محمّد رضا الهی شهرکی
مراوده داشت. عاقبت به هند رفته و به مدح سپهسالار عبدالرحیم خان ملقب به «خان خانان» پرداخته و مقرّب درگاه او گردید و سالها در خدمت او بود. در سال ١٠١٢ق به حج رفت و در بازگشت در ناحیه عدن کشتی حامل او دچار طوفان شده و به ساحل عَدَن کناره گرفت و باقی اسباب و اموال او به دست اهالی عَدَن غارت شد. پس از بازگشت از هند در خدمت «خان خانان» بود، ولی عاقبت از او کناره گرفته، به دهلی رفت و نزد پادشاه هند نورالدّین محمّد جهانگیر پادشاه تقرّب یافته و به منصب «صدر» در دهلی منصوب شد. تا اینکه در سال ١٠٢٣ق در دهلی وفات یافت. «جسمی همدانی» ماده تاریخ فوت او را در این عبارت یافته است:
«صدر دهلی رفت»
او در ادبیات عربی و فارسی خصوصا فنون شعر و معانی و بیان استاد بوده و از علوم دینی خصوصا فقه و حدیث با بهره بوده و در علم موسیقی و ادوار نیز مهارت داشته است. غیر از «دیوان اشعار»، یک مثنوی در بحر «خسرو و شیرین» و یک «ساقی نامه» موسوم به «عشرت آباد» از او به جای ماند.
از اوست:
شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود[١]
رضا ابوعطا*
رضا ابوعطا فرزند علی، نقاش هنرمند و شاعر ادیب معاصر در سال ١٢٩٩ش در اصفهان متولّد شد. او جزو اولین هنرجویان هنرستان های هنرهای زیبای اصفهان است
[١] تذکره خلاصه الاشعار، (بخش اصفهان)، صص ٣٥٥-٣٥٧؛ تذکره شمع انجمن، ص٣٧٠؛ تذکره میخانه، صص ٣٠٠-٣١١؛ تذکره غنی، ص٧٤؛ تذکره آتشکده، بخش سوم از نیمه نخست، ص٩٥٤؛ تاریخ نظم و نثر، ص٤٣٣؛ تذکره مجمع الخواص، ص٢٠٥؛ تذکره خرانه عامره، ص٢٦٧؛ تذکره سرو آزاد، ص٢٩؛ الذریعه، ج١٢، ص١٠٩.