اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٤١٦ - محمّد شفیع گیلانی
محمّد بن سکرویه»، »ابوبکر بن ماجه»، «محمّد بن عبدالواحد بن محمّد»، «ابواسحاق ابراهیم بن محمّد طیان»، «ابوالمظفر سمعانی»، «ابوالفوارس طراد زینبی» و «ابو محمّد رزق اللّه تمیمی» و غیر آنان حدیث شنیده و «حافظ ابن عساکرد مشق» و «ابوسعد سمعانی» از او روایت می کند.
تولّدش در حدود ٤٧٠ق و فوت او در رمضان ٥٣٨ق در اصفهان [اتفاق افتاد].[١]
[یاقوت حموی او را از اهالی روستای «بُرج» اصفهان دانسته و کنیه اش را «ابومعمر» ضبط کرده و نوشته است که صاحب «سُنّه» بوده و در اطراف اصفهان مردم را موعظه می کرده و از «ابوعبداللّه محمّد بن اسحاق بن منده» حدیث شنیده و از «ابی بکر بن مردویه»، «ابی سعد احمد بن محمّد مالینی»، «ابی عبداللّه جرجانی» و «ابی بکر بن ابی علی» و دیگران حدیث نوشته است. «یحیی بن منده» از او حدیث نقل کرده است.[٢]]
شیخ عباسی*
شیخ عباسی، از نقاشان هنرمند قرن یازدهم هجری است. او در سالهای ١٠٦٠ تا ١٠٩٨ق در اصفهان به فعّالیّت هنری مشغول بوده و نزد بهرام سفره کش، نقاش زبردست آن روزگار تعلیم دیده و به واسطه تقرّب به دربار شاه عباس دوم به «عباسی» معروف شده است.
شیخ عباسی از نخستین نقاشانی است که شیوه فرنگی سازی را در نقاشی خود به کار گرفتند. او در صورت سازی، مجالس رزمی و بزمی و پرنده سازی مهارت داشته و به قلمدان سازی نیز می پرداخته است. رقم او در آثارش «بها گرفت چو گردید شیخ عباسی» بوده و از معروف ترین آثار او «جلوس شاه عباس دوم و سفیر هند» (در سال ١٠٧٤ق)، «تیراندازی شاهزاده صفوی در حال اسب دوانی» (سال ١٠٦٥ق)، «حلقه
[١] التّحبیر، ج١، ص٣٣٠؛ احقاق الحق، ج١٧، ص٥٩.
[٢] معجم البلدان، ج١، ص٣٧٣.