اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٢٢ - سوگنامه
جز سیل اشک عقده ز دل وا نمی کند از شمع پرس قصه راز نگفته را
سر در نقاب خاک فرو برد «مهدوی» یادش بخیر آن گل در خاک خفته را
دریای علم بود دریغا ز دست رفت دریاب جان خسته دلان جان خسته را
هر لاله ای که بردمد از خاک این دیار یادآور است داغ عزیزان رفته را
زین آتشی که در جگر خاک مانده است سوزانده بس به باغ گل نو شکفته را
مصطفی هادوی (شهیر)
***
رفته از دنیا گرامی مرد حق و مرد دین سیّد عالی مقام و حامی اهل یقین
دائما با نظم و نثر و منطق و علم و بیان بود کارش، رشد دین پاک ختم المرسلین
از امامان یاد کرد و می نوشت و می سرود خاصه آثار و صفات آن امام سومین
دارد او مجموعه ای از شاعران اصفهان منتشر شد این کتاب خوب بهر مؤمنین
«مهدوی» ده ها کتاب مستطاب از او بماند بر روان پاک او هر دم هزاران آفرین
فوت او ماه محرم هفته اش ماه صفر ماتم آقا امام عسکری هم اربعین