اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ١٤٥ - سیّد رضا لاله اصفهانی
فرهنگ و مدرسه گلبهار طی نمود و در کنار آن نزد میرزا آقا امامی به فراگیری نقاشی مشغول شد. اما به علّت حادثه ای که برای او پیش آمد، از ادامه آن باز ماند. در سال ١٣٣٧ش به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به تدریس در دبیرستانهای اصفهان مشغول شد. او سالها رییس کتابخانه فرهنگ بود.
در نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و به انجمن ادبی شیدا راه یافت [ابتدا «منظر» و «شکر» تخلّص می کرد. سپس آن را به «دریا» تغییر داد. [او در اغلب انجمن های ادبی اصفهان همچون صائب، کمال، خاکیا، سرای سخنوران، پیشه وران و سعدی حضور داشت و از شعرای زبردست و خوش قریحه آن انجمن ها بود. در سرودن انواع شعر همچون غزل، قصیده، رباعی، ترکیب بند و ترجیع بند و مثنوی مهارت داشت و با استادی از عهده برمی آمد. بسیاری از اشعارش در مدح و مرثیه اهل بیت علیهم السلام و پند و اندرز و تغزل است.] اشعارش در بسیاری از نشریات و مجلات اصفهان و تهران به چاپ می رسید. [اشعار او در کتاب «طوفان دریا» به اهتمام بانو صدیقه بهشتی نژاد در سال ١٣٨٣ش به چاپ رسیده است.
وی سرانجام در دوشنبه سوم فروردین ١٣٨٣ش بدرود حیات گفته و پیکرش در قطعه نام آوران واقع در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
مادّه تاریخ وفاتش را آقای رضا صنیع زاده چنین سروده است:
«دی» رفت از این جمع و به تاریخ نوشتند: «دریای ادب را گهری بود بهشتی»
١٣٨٣=١٤-١٣٩٧
استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی (برنا) نیز سروده است:
رقم زد کلک «برنا» در وفاتش «ز دریا مانده نقش و شعر و دیوان»
از اوست:
رفتم از کوی تو امّا دلم آنجاست هنوز دل حسرت زده ام محو تماشاست هنوز