اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ١٤ - سوگنامه
آن نویسنده ای که می باشد شائقی این زمان جو او کمیاب
آنکه نزد عموم مردم بود اهل تقوی و زهد و دین به حساب
آنکه اهل کمال و دانش را بود از جالسین و از اصحاب
آنکه با بینش و سلیقه خود که هم از اهل دانش و کُتاب
کُتبی چند گرد آورده در رجال و تراجم و انساب
آنکه بودند قوم و آبائش همه از صالحین و از اطیاب
بود سبط فقید کرمانی مقتدائی ز توده انجاب
پدرش بود در سپهر ادب تابناک اختری بنام شهاب
سال فوتش سئوال از برنا شد به شمسی و وی بداد جواب
«مصلح الدّین مهدوی از کف دیگر افکند لوح و کلک و کتاب»
١٣٧٤ش
فضل اله خان اعتمادی خوئی (برنا)
***
مهدوی مرد علم و عرفان بود هستی او ز جوهر جان بود
سینه اش پر ز درد و بی کینه روشنی بخش آب و آئینه
دل پاکش صفای دریا داشت یک جهان معرفت در او جا داشت
از تبار و قبیله غم بود روح معراجیش چو شبنم بود
داشت در مزرع دلش ریشه سرو عرفان و نخل اندیشه
سایه بان مسافر جان بود روحش از تار و پود عرفان بود
جسته بود آب و لاله را انساب نسبتی داشت با مه و مهتاب
باغ جانش گل ریاضت داشت سکر دل از می رسالت داشت
بود در زهد و دانش و اخلاق به یقین در زمانه خود طاق
سخن او عصاره جان بود مظهر عشق و مهر و ایمان بود