اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٥٢٢ - ملّا محمّد صالح روغنی قزوینی
«برهان پور» به خدمت یکی از امرای مشهور آنجا سپهسالار (عبدالرحیم خان خانان) درآمد. عاقبت لباس قلندران و درویشان را پوشیده و به سیاحت در شهرهای هند پرداخت. یکی دیگر از امرای صاحب نام هند، مهابت خان از حال او آگاهی یافته و او را از لباس فقر خارج ساخت و مناصبی چون اداره سپاه و امور اداری را به او سپرد و آقا صفی با کاردانی آن وظیفه را انجام داد.
وی سرانجام در سال ١٠٢٨ق در کابل وفات یافت.
از آثار او:
١. «کلیات اشعار» حدود شش هزار بیت ٢. «ساقی نامه» که در تذکره میخانه چاپ شده است. ٣. «مثنوی» به سبک «مثنوی معنوی»٤. «مثنوی» به سبک «خسرو و شیرین» نظامی.
از اوست:
به جلوه بود بازار خودفروشی گل چو دید روی تو از شرم در چمن بگریخت[١]
صفی حنفی اصفهانی
صفی حنفی اصفهانی [از فقهاء و محدّثین عامّه است.] در کتاب «انباء الرّواه» او را فرزند باقولی (علی بن حسین بن علی اصفهانی» دانسته است.[٢] «ابوالسّرایا خلیقه بن سلیمان بن خلیفه قرشی خوارزمی» از شاگردان اوست.[٣]
[١] تذکره میخانه، صص ٤٢٩-٤٣٣؛ تذکره نصرآبادی، ج١، ص٤٣٢؛ تذکره روز روشن، ص٤٧٥؛ تاریخ نظم و نثر، ص٦٨٤؛ فهرست کتابخانه گوهرشاد، ص١١٩؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج١، ص٤٠؛ الذریعه، ج٩، ص٦١٤ و ج١٢، ص١٠٩؛ تذکره منتخب الّطایف، ص٣٩٣.
[٢] معجم الادباء، ج١٣، ص١٦٣، پاورقی.
[٣] الفوائد البهیّه فی طبقات الحنفیّه، ص٧١.