اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ٢٠٩ - رفیع الدّین جابری
اصل او از اصفهان است و نسبش به قاضی روزبهان می رسد. ابتدا «فارس» تخلّص می کرد و کمی بعد آنرا به «صبری» تغییر داد. در فنون و شعر و ادب استاد بود و انواع شعر خصوصا غزل را نیکو می سرود. در علوم دینی نیز تحصیلاتی کرده بود و در علم ادوار و موسیقی و نرد و شطرنج ماهر بود.
او از اصفهان به قزوین (پایتخت دولت صفویه در زمان شاه طهماسب) رفته و به ملاقات و معاشرت و مصاحبت با علماء، شعراء و فضلاء می پرداخت. در سال ٩٧٧ق به اصفهان مراجعت کرد. سال وفات او معلوم نیست. ظاهرا قبل از سال ١٠٠٠ق از دنیا رفته است.
از اوست:
رحمت بر آن کسی که دلش مایل تو نیست پروانه وار سوخته محفل تو نیست
اظهار دوستیّ زبانی کجا شده است ای سنگدل مترس کسی در دل تو نیست
یا رب دل شکسته من از کجا شنید بوی محبّتی که در آب و گل تو نیست
این بس جزای کشتن «صبری» که روز حشر حسرت نمی کشد که چو او بسمل تو نیست[١]
روشن رامی*
[١] خلاصه الاشعار (بخش اصفهان»، صص ١٨٧-١٩٢؛ تذکره آتشکده: بخش سوم از نیمه نخست، صص ٩٥٤-٩٥٦؛ محافل المؤمنین، ص١٨١؛ خلد برین، ص٤٨١؛ تذکره غنی، ص٧٩؛ تذکره حسینی، ص١٨٦؛ تذکره روز روشن، ص٤٧١؛ تاریخ نظم و نثر، ص٤٦٠؛ الذریعه، ج٩، ص٥٩٣؛ ریحانه الادب، ج٣، ص٤١٤؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «صبری»، ص١٣٤؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص٢٠٩؛ تذکره شمع انجمن، ص٤٠٧.