اعلام اصفهان - مهدوی، مصلح الدین - الصفحة ١١٤ - محمّد رضا صغیر اصفهانی
رضا رهائی نجف آبادی*
رضا رهائی فرزند حیدر، از شعرای معاصر نجف آباد، در ١٤ مرداد ١٣٠٦ش در نجف آباد متولّد شده و از اوایل جوانی به سرودن شعر پرداخت و در انجمن های ادبی تهران از جمله «عرفان»، «جماران» و «سعدی» و انجمن های ادبی نجف آباد از جمله: «پروین اعتصامی» و «مولوی» حضور یافت همچنین اشعارش که اغلب طنز انتقادی و اجتماعی بود در نشریات «فردوسی»، «چلنگر»، «توفیق» و «حاجی بابا» به چاپ می رسید. او از راه شغل بنّایی امرار معاش می کند. مدتها در تهران ساکن بوده و سپس در «ویلاشهر» نجف آباد سکونت گزیده است. در شعر «رهایی» تخلّص دارد.
از اوست:
در بزم خیال تو به رؤیا بنشستم مسرورم از آن لحظه که تنها بنشستم
سیمرغ صفت بر قُلَلِ قاف وصالت پنهان شده از مردم دنیا بنشستم[١]
میرزا محمّد رضا قمشه ای
میرزا محمّد رضا بن میرزا حیدر قمشه ای، شاعر و ادیب قرن یازدهم هجری. از نجبای قمشه [شهرضای کنونی] بوده و وکیل و همه کاره میرزا حسن خلیفه سلطانی شده بود. جوانی آراسته و نویسنده ای زبردست و خوشنویس بوده و در فن معمّا و شعر و انشاء بهره وافی داشت. او به خاطر خوش مشربی و اخلاق حسنه محبوب القلوب خاص و عام بود و حدود سال ١٠٨١ق در جوانی وفات یافت.
از اوست:
اوّل عشق تو اشکی بهر سامان داشتم این زمان مژگان به صد خون جگرتر می شود[٢]
[١] دیباچه دیار نون، ص١٧٦؛ از زنده رود تا حیدربابا، ص٤٦.
[٢] تذکره نصرآبادی، ج١، ص١٨٦؛ تذکره حسینی، ص١٣٤؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص٩٥.