فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٣ - آثار مدح
مُخفِّف الاحكام/ اسما و صفات---) حكم
مُخْفى/ اسما و صفات
اين صفت فعلى الهى از باب افعال [اخفاء] به معناى پنهان كردن و پوشيده داشتن است و تنها يك بار در قرآن در مورد پنهان داشتن رستاخيز بهكار رفته است. [١] اين صفت الهى در ادعيه نيز به همين صورت آمده است. [٢]
إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها ....
طه (٢٠) ١٥
مُخوِّف/ اسما و صفات
اين صفت الهى از باب تفعيل [تخويف] به معناى ترساندن و بيم دادن است و ٢ بار در قرآن براى خداوند بهكار رفته است. [٣] اين صفت الهى نيز در ادعيه به همين صورت آمده است. [٤]
... وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ ....
اسراء (١٧) ٦٠
لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبادَهُ يا عِبادِ فَاتَّقُونِ.
زمر (٣٩) ١٦
مُدبّر/ اسما و صفات
اين صفت فعلى الهى از باب تفعيل به معناى نگرنده پايان امور و تدبيركننده آنها است و ٤ بار در قرآن از فعل مضارع آمده است. [٥] اين صفت الهى به همين صورت در ادعيه نيز آمده است. [٦]
... يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ....
يونس (١٠) ٣
يونس (١٠) ٣١؛ رعد (١٣) ٢؛ سجده (٣٢) ٥
مدح
«مدح» نقيض «هجاء»، [٧] به معناى ستايش در برابر كار اختيارى و غير اختيارى است، در حالى كه «حمد» ستايش در امور اختيارى، و «شكر» تنها در مقابل نعمت انجام مىشود. [٨] در اين مدخل از واژههاى «احسن»، «نِعْمَ»، «حميد» و از بيان اوصاف خوب استفاده شده است.
اهمّ عناوين: زمينههاى مدح، مدح خود و مدحشدگان.
آثار مدح
١. توجّه به ستايش خداوند از انفاقگران، برانگيزنده انسان به انفاق از اموال پاك خويش:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَيَمَّمُوا
[١] . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ١، ص ٤٤٩
[٢] . المقام الاسنى، ص ٩٥؛ جنّة الامان، ص ٣٥٨
[٣] . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ١، ص ٤٥٢
[٤] . مفاتيحالجنان، دعاى جوشن كبير، بند ٩٧؛ جنّةالامان، ص ٣٥٨
[٥] . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ١، ص ٤٥٧
[٦] . مفاتيح الجنان، دعاى جوشن كبير، بند ٢٥ و دعاى مشلول؛ البلد الامين، ص ١٧٨
[٧] . ترتيب العين، ج ٣، ص ١٦٨٤ «مدح»
[٨] . مفردات، ص ٢٥٦، «حمد»