فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٥٦ - مسلمانان
اسْتَطاعُوا مُضِيًّا وَ لا يَرْجِعُونَ.
يس (٣٦) ٦٧
مسخّر/ اسما و صفات---) تسخير
مسطح بن اثاثه
مسطح بن اثاثه از قريش و از سوى مادر از خويشاوندان خليفه اوّل بود. [١] مفسّران آيه ١١ نور (٢٤) را درباره وى و ديگر همكارانش در ماجراى افك دانستهاند كه خداوند آنان را به عذاب بزرگ تهديد كرد. [٢] نيز آيه ٢١ همين سوره را درباره وى و ابوبكر دانستهاند كه براى ماجراى افك، ابوبكر وى را از خود طرد نمود و قسم ياد كرد كه ديگر به او كمك نكند [٣] و در همين ارتباط، آيه ٢٢٤ بقره (٢) را درباره وى و ابوبكر دانستهاند. [٤]
مسكن---) سكونت
مسكين---) فقر
مسلّط/ اسماوصفات
اين صفت فعلى خداوندى از باب تفعيل به معناى چيره گرديدن و غالب گشتن است و دو بار در قرآن در وصف خداوند ذكر شده است.
اين صفت به صورت اسمى در ادعيه از زبان معصومين عليهم السلام نيز آمده است. [٥] و [٦]
... وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ ....
نساء (٤) ٩٠
... وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ ....
حشر (٥٩) ٦
مُسَلِّم/ اسما و صفات---) بدر/ غزوه
مسلمانان
مسلمان، كسى است كه دين اسلام متدين است، [٧] كسى كه اصل اسلام را پذيرفته و شهادتين را بر زبان جارى كرده، گرچه پايبندى عملى به احكام اسلام نداشته باشد. [٨] به عقيده غالب اهلسنّت و شيعه، هر مؤمن، مسلمان است، ليكن هر مسلمانى مؤمن نيست. [٩] گفتنى است آنچه در آيه (حجرات (٤٩) ١٤) آمده، مؤيّد همين معنا است. واژه «مسلمان» پس از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله، بر مؤمنان به آن حضرت اطلاق شده ولى عنوان مؤمنان اعمّ از مسلمانان بوده و مدخل جدايى است. در اين مدخل از بعضى مشتقّات «اسلام»، «ايمان» و آيات مربوط استفاده شده است.
[١] . الاستيعاب، ج ٤، ص ١٤٧٢
[٢] . التبيان، ج ٧، ص ٤١٥؛ تفسير التحرير و التنوير، ج ٩، جزء ١٩، ص ١٧٠
[٣] . التبيان، ج ٧، ص ٤٢١؛ الكشاف، ج ٣، ص ٢٢٢
[٤] . جامع البيان، ج ٢، جزء ٢، ص ٥٤٦؛ روح المعانى، ج ٢، جزء ٢، ص ١٩١
[٥] . المقام الاسنى، ص ٩٥؛ جنّةالامان، ص ٣٥٨
[٦] . همان، ص ٦٨٨
[٧] . فرهنگ فارسى، ج ٣، ص ٤١١٧
[٨] . الميزان، ج ١٨، ص ٣٢٨؛ دانشنامه قرآن، ج ١، ص ٢١٨-/ ٢١٩
[٩] . دانشنامه قرآن، ج ١، ص ٢١٩