فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٨٤ - مسيلمه كذاب
مُسْمع/ اسماوصفات
اين صفت فعلى الهى از باب افعال به معناى شنواننده و به گوش رساندن است. اين صفت الهى در مورد خداوند و به گوش رساندن حق از سوى او به انسانها و حق ناشنوايى برخى و اعراض و رويگردانى آنان ذكر شده است. اين صفت سه بار در قرآن درباره خداوند آمده است. [١] اين صفت الهى به همين صورت نيز در ادعيه از زبان معصومين عليهم السلام آمده است. [٢]
وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ.
انفال (٨) ٢٣
... إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشاءُ وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ.
فاطر (٣٥) ٢٢
مسيح---) عيسى (عليهالسّلام)
مسيحيّت---) نصارا
مُسيّر/ اسماوصفات
اين صفت الهى از باب تفعيل [تسيير] به معناى راندن، سير دادن و به گردش در آوردن است و درباره خداوند دو بار در مورد به حركت در آوردن كوهها و سير دادن انسانها در قرآن ذكر شده است. [٣] اين صفت الهى به صورت اسمى از زبان معصومين عليهم السلام در ادعيه نيز آمده است. [٤]
هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ....
يونس (١٠) ٢٢
وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ ....
كهف (١٨) ٤٧
مسيكة---) عبداللّه بن ابىّ
مسيلمه كذّاب
مسيلمة بن حبيب [الكذّاب] ادّعاى نبوّت نمود [٥] و طىّ نامهاى به رسول خدا صلى الله عليه و آله نوشت كه با وى در امر رسالت شريك است. [٦] او در يمامه براى خود حرمى بنا نهاد و ادّعا نمود كه وحى بر او نازل مىشود. [٧] او سرانجام به دست وحشى، قاتل حمزه [٨] يا خالد بن وليد به هلاكت رسيد. [٩] برخى مفسّران آيه ٩٣ انعام (٦) را مربوط به وى دانستهاند كه ادّعا مىكرد وحى به من نازل مىشود. [١٠] نيز شأن نزول آيه ١٦ فتح (٤٨) را كه پيشبينى از درگيرى مؤمنان با قومى نيرومند است، مسيلمه و نيروهايش دانستهاند. [١١]
[١] . اسما و صفات الهى فقط در قرآن، ج ١، ص ٦٩١
[٢] . جنّةالامان، ص ٣٥٧
[٣] . همان، ص ٦٩٦
[٤] . المقام الاسنى، ص ٩٥؛ فلاح السائل، ص ٢٥١
[٥]
[٦] ٥ و. تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٢٠٣
[٧] . همان، ج ٢، ص ٢٧٦
[٨] . المغازى، ج ١، ص ٢٨٧
[٩] . دلايل النبوه، بيهقى، ج ٥، ص ٢٦٩
[١٠] . جامعالبيان، ج ٥، جزء ٧، ص ٣٥٥؛ روضالجنان، ج ٧، ص ٣٧٦؛ الدرر المنثور، ج ٣، ص ٣١٧
[١١] . التبيان، ج ٩، ص ٣٢٤؛ زاد المسير، ج ٧، ص ٤٣١