فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٣٦٥ - معاد
صفت الهى به صورت اسمى نيز در ادعيه آمده است. [١]
وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ [٢] ...
فتح (٤٨) ٢٤
مُظّلِل/ اسماوصفات
اين صفت فعلى الهى از باب تفعيل [تظليل] به معناى سايه افكندن به وسيله ابر است و دو بار در قرآن به صورت نعمتى بر بنىاسرائيل بهكار رفته است. [٣] اين صفت الهى به صورت اسمى نيز در ادعيه آمده است. [٤]
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ ....
بقره (٢) ٥٧
اعراف (٧) ١٦٠
مُظْهِر/ اسماوصفات
اين صفت فعلى الهى از باب فاعل [اظهار] به معناى آشكار گرداندن و برترىدهنده است و ٥ بار در قرآن به صورت صفت خداوند ذكر شده است. [٥] اين صفت الهى به صورت اسمى در ادعيه نيز آمده است. [٦]
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ ....
توبه (٩) ٣٣
فتح (٤٨) ٢٨؛ صفّ (٦١) ٩؛ تحريم (٦٦) ٣؛ جنّ (٧٢) ٦
معاد
معاد، از «عاد، يعود» در اصل «مَعْوَد» بوده [٧] و به مكانى كه بازگشت و عود در آن اتّفاق مىافتد، گفته شده [٨] و بر عالم آخرت نيز اطلاق مىشود، [٩] زيرا بازگشت مردم به آنجا است، و در اصطلاح به معناى بازگشت دوباره انسانها براى حضور در قيامت است و در حقيقت آن اختلاف است. متكلمان و فقيهان اهل سنت و اهل حديث معتقدند كه معاد جسمانى است؛ زيرا آنان روح را جسمى مىدانند كه در بدن جريان دارد همانند جريان آتش در زغال و آب در گل و روغن در زيتون. معظم فلاسفه و پيروان مشائين معتقدند كه معاد فقط روحانى است. بسيارى از بزرگان حكما و عرفا و عدّهاى از متكلمان و بسيارى از عالمان شيعه همانند شيخ مفيد شيخ طوسى، سيد مرتضى علّامه طوسى و ... معتقدند معاد جسمانى و روحانى است؛ زيرا روح امرى است مجرّد به بدن باز مىگردد. [١٠] در اين مدخل تنها اطّلاعات مربوط به حيات مجدّد انسانها جمعآورى شده و مباحث مربوط به آخرت، برزخ، بهشت، پاداش، جهنّم، حسابرسى، حشر، عذاب، قيامت، لقاءاللّه و مرگ در جايگاه خود آمده است و از واژههاى «عود»، «مصير»، «احيى»، «بعث»، «رجع» و مشتقّات و آيات داراى معانى مشابه استفاده شده است.
اهمّ عناوين: انكار معاد، توجّه به معاد، دلايل معاد.
[١] . جنّةالامان، ص ٣٥٨؛ المقام الاسنى، ص ٩٥
[٢] . همان، ص ٨٠٥
[٣] . همان، ص ٨٠٦
[٤] . المقام الاسنى، ص ٩٥؛ جنّةالامان، ص ٣٥٩
[٥] . همان، ص ٨٠٧
[٦] . المقام الاسنى، ص ٩٥؛ المزار، المشهدى، ص ٦٣١
[٧] . لسانالعرب، ج ٩، ص ٤٦٠، «عود»
[٨] . التحقيق، ج ٨، ص ٢٥٤، «عود»
[٩] . لسانالعرب، ج ٩، ص ٤٦٠، «عود»
[١٠] . المبدء والمعاد، ملاصدرا، ص ٤٦٣- ٤٦٥؛ بحارالانوار، ج ٧، ص ٤٧- ٥٤