آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
اینجا هم قرآن همین قدر تعبیرش این است که انسان را از گل خشکیده آفریرد . از یک طرف به قرینه اینکه میگوید " از گل خشکیده " باید بگوییم پس مقصود از " انسان " یعنی انسان اول ، که بعضی از مفسرین این جور گفتهاند . ولی به قرینه اینکه کلمه " انسان " اسم جنس است نه اسم شخص ، و بعید است که الف و لام را الف و لام عهد بگیریم ( و بگوییم ) یعنی آن انسان معین ، آن انسان اول ، ( لذا ) مقصود این است که نوع انسان را ، منتها نوع انسان را به اعتبار آن اوایل اوایلش ، یعنی میخواهد بگوید خلقت اولی انسان منتهی میشود به گل خشکیده . این هم باز تعبیری است که از نظر هدف نظیر " « و الارض وضعها للانام »" است ، یعنی ای انسان اگر روزی رسیدی به اینجا که ابتدای خلقت انسان خاک بوده ، لجن بوده ، گل خشکیده بوده ، چه و چه بوده ، یک وقت اینها فکر تو را به آنجا نبرد که پس یک تصادف بود که انسان آفریده شد . انسان ، مخصوصا مردمی که در معارف الهی خیلی ورود ندارند ، گاهی به یک اسم از اسماء الهی توجه میکند و اسمهای دیگر خدا را غافل میشود ، یعنی یک شأن از شؤون الهی را توجه دارد در حالی که از شؤون دیگر الهیی غافل است . غالبا مردم فقط به قدرت خدا توجه دارند . هر چه بگویید ، میگوید خدا که قدرت دارد . فلان چیز آیا این جور هست یا این جور نیست ؟ خدا که قدرت دارد چنین بکند . بله ، خداقدرت دارد ؟ قدرتش هم غیر متناهی است ( « ان الله علی کل شیء قدیر ») اما خدا تنها قادر که نیست ، حکیم هم هست . حکمت ، خودش اقتضایی دارد . قدرت از آن جهت که قدرت است ، یعنی عجز و ناتوانی در مقابل ( کارها ) نیست ، اما حکمت است که حسابی را در کار میآورد . خداوند قادر هست ، احد هست ، حکیم هست ، باسط هست ، قابض هست ، هزاران اسماء و صفات دارد . خلقت ناشی از ذات مستجمع جمیع