آشنایی با قرآن 6 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢
ویرگول که امروز در نوشتهها آمده جای بسیاری از واوها را گرفته است . در قرآن خود نظم قرآن گاهی این واوها را بر میدارد یعنی همان حالت تعدید ( به اصطلاحی که مفسرین هم گفتهاند ، میگویند سنة التعدید ، منهاج التعدید ) یعنی حالت بر شمردن را دارد . انسان فقط در وقتی که میخواهد چیزی را بشمارد واو را میاندازد . مثلا کسی با شما مشورت میکند میگوید من چه کسی را به این مجلس دعوت کنم ؟ شما میگویید : آقای حسنآقا ، آقای احمدآقا ، آقای علیآقا . دیگر نمیگویید " و آقای احمدآقا و آقای علی آقا " . در حالی که انسا میخواهد بشمارد این واو دیگر لازم نیست ، واو را بر میدارد ، قرآن خودش قبل از اینکه این چیزها بیاید ، این کار را میکند یعنی مانند تعدید عمل میکند و واو را برمیدارد . نفرمود : " الرحمن علم القران و خلق الانسان و علمه البیان و الشمس و القمر بحسبان " ، اینها را بدون واو ذکر کرد مگر آنجایی که سیاق دارد تغییر میکند : " « و النجم و الشجر یسجدان »". مفسرین - شاید اغلبشان - گفتهاند که مقصود از "نجم " در اینجا همان گیاه است به قرینه " شجر " و به قرینه "یسجدان" نه ستاره به قرینه " شمس " و " قمر " ، چون مطلب دیگری میخواهد بگوید. اگر اینجا باز مقصود مثلا همان " بحسبان " میبود میگفتیم نجم هم ستاره است ، ولی اینجا چیز دیگری میگوید: " « و النجم و الشجر یسجدان »" . خیلی تعبیر لطیف و عجیبی است : گیاه و درخت هم خدا را سجده میکنند . یعنی چه گیاه خدا را سجده میکند ؟ گیاه همین عمل روییدنش سجده خداست ، نه اینکه مقصود این است که درخت مثلا شبها که مردم به خواب میروند سرش را کج میکند و روی زمین میگذارد . سجده او چیز دیگری است ، اطاعت است: در مقابل امر پروردگار خود خاضع هستند . " « ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا او کرها »