ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٦ - هنگامى كه داد و فرياد به ضرر جامعه تمام مى شود ، سكون بهترين حركتها است
داد و فرياد دسته جمعى شنيده شده است . همهء اعتراضات و سروصداهاى مثبت كه تاكنون صورت گرفته ، منحصر به آب و نان و ديگر وسائل حيات معمولى طبيعى بوده است . در اينجا به ياد جملهء آن متفكر انسانشناسى مى افتيم كه مى گويد : « اگر يك صدم آن اشكهائى كه براى شكمهاى گرسنه و بدنهاى برهنه ، ريخته شده است ، به ارواح گرسنهء انسانيت و برهنه از اصول عالى انسانشدن ريخته مى شد ، نه شكم گرسنه اى پيدا مى شد و نه بدن برهنه اى و نه روحى كه در آتش جهل و خودخواهى زبانه بكشد . » به همين جهت است كه داد و فريادهائى كه به انگيزگى پاسدارى از انحراف حيات معقول انسانها ، زده شده است ، در صفحات كتابهائى مانده است كه در گوشه اى از كتابخانهها در سكوت مرگبار به سر مى برند . فريادهائى را كه در مقابل دو علت فوق كه مثبت مى باشند ، به راه مى افتند ، مى توانيم با صراحت كامل منفى بناميم ، از جملهء اين نوع منفى : ٣ - اعتراضاتى است كه در اين جمله خلاصه مى شود : « كه مى خورند حريفان و من نظاره كنم » اين فرياد زنندگان هرگونه نمودها و فعاليتهاى اجتماعى را كه با نيتهاى پاك و با تمام خلوص و در كمال عظمت از طرف رادمردان و انسانهاى بزرگ در جامعه به وجود مى آيد ، مانند آن شراب مست كننده تلقى مى كنند كه نمى توانند زندگى خود را بدون آن تفسير نمايند . و منظورشان از حريفان ، امثال خودشان هستند كه صورت آنان را در آينهء پيش روى خودشان مى بينند . چونان سرباز چنگيزى كه شيخ عطار نيشابورى را هم يك حيوانى مانند خود تلقى مى كند .
٤ - داد و فريادهائى است كه از روى ناآشنائى با واقعياتى كه دانايان با آنها روبرو هستند به راه مى افتند . همانند فريادهاى حضرت موسى ( ع ) كه در برابر كارهاى خضر ( ع ) بلند شده بود . اين گونه فريادها كه از روى ناآشنائى با واقعيات برآورده مى شوند ، دليلى بر پليدى و سوء نيت نيست ، مگر آنكه