ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٤ - مقدمه اى بر مقياس تعيين ارزش كارها
٢ - واحد مقياس عينى - مقصود از واحد مقياس عينى اينست كه مقدار معينى از نمود عينى براى سنجش موضوع عينى كه قابل تقسيم به مقدارهاى مشابهى است ، منظور شود . مانند يك متر پارچه براى سنجش ده متر از آن .
حال ببينيم آيا مى توانيم چنين واحدى را در بارهء خود كار فى نفسه داشته باشيم اگر با نظر علمى دقيق بخواهيم چنين واحدى را تعيين كنيم ، هرگز به نتيجه اى صحيح نخواهيم رسيد ، زيرا كار انسانى پديده اى است كه از فعاليتهاى حياتى و روانى مستمر و در عين حال غير قابل تكرار به وجود مى آيد ، به اين معنى كه كوچكترين واحدى براى كار كه بتوانيم آن را به عنوان يك واحد تصور كنيم ، معلول تموجاتى از حيات و روان و فعاليتهاى متنوع آن دو است ، بنا بر اين ، واحدى كه انتخاب مى شود ، واحد معلول و گسيخته از اجزاى علل اصليش مى باشد ، لذا اگر به همين واحد معلول قناعت كنيم در حقيقت به يك واحد فرعى و پيروى قناعت كردهايم و اگر بخواهيم اجزاى علل اصلى كار را براى انتخاب واحد كار در نظر بگيريم ، بدانجهت كه اجزاى علل مفروض از پديدههاى حيات و روان است كه به هيچ وجه قابل اندازه گيرى رياضى نمى باشند ، باز به نتيجهء صحيح علمى نخواهيم رسيد [١] .
اين مسئله در كارهاى فكرى پيچيده تر از كارهاى عضلانى است ، زيرا چيست آن واحد مقياس علمى كه بتواند حدس يك مدير مجموعهء سيستمى را كه موجب پيشرفت آن مجموعه مى باشد ، تعيين نمايد كجا است واحد
[١] - اين مسئله هم مسلم است كه هيچ وقت و در هيچ شرائطى دو واحد كاملا مشابه هم قابل تبادل با يكديگر نمى باشند . يعنى مثلا پنج ساعت كار عضلانى براى به وجود آوردن مقدارى معين از پارچه قابل تبادل با يك پنج ساعت ديگر كار عضلانى براى به وجود آوردن همان مقدار از پارچهء مفروض نمى باشد ، چنانكه دو استكان از مادهء كاملا متحد و در يك حجم با اتحاد در تمام خصوصيات محيطى و زمانى يا امكانپذير نيست و يا لغو و بيهوده است .