ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٨ - اسراف پديده ايست كه در دو شكل مى تواند جامعه را به تباهى بكشاند
شكل دوم - ترف ( خودكامگى در مستهلك ساختن مال ) ، در آيات متعددى از قرآن ، نابودى جوامع را به ترف مستند مى دارد از آن جمله : ( « وَكَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً وَأَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِينَ . فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ . لا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيه وَمَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ . قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ . فَما زاَلَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ . وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما لاعِبِينَ » ) [١] ( چه بسيار جوامعى را كه مردمانشان ستمكار بودند ، درهم شكستيم و پس از آنان گروهى ديگر به وجود آورديم و هنگامى كه مردم ستمكار بلاى شكننده را كه ما براى آنان فرستاده بوديم ، احساس كردند ، پاى به فرار گذاشتند . [ به آنان گفتيم : ] فرار مكنيد و برگرديد به همان جا كه در تباه كردن مال ، خودكامگىها كردهايد ، برگرديد به مسكنهاى خويش ، باشد كه مسئول قرار بگيريد . آنان گفتند : واى بر ما ، ما به طور قطع از ستمكاران بودهايم .
آنان به پشيمانى و واى واى گفتن مشغول بودند ، كه ما آنان را درو كرده و در چنگال مرگ خاموش نموديم . و ما آسمان و زمين و آنچه را كه در ميان آنها است ، در حال بازى نيافريدهايم ) .
( وَإِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً ) [٢] ( و هنگامى كه بخواهيم جامعه اى را هلاك كنيم اوامر و دستورات [ نجات - بخش را به وسيلهء پيامبران و عقل و وجدان ] به اغنياى خودكامهء آن آبادى
[١] سورهء مباركه الانبياء آيه ١١ تا ١٦
[٢] سوره مباركه الاسراء آيه ١٦ . توضيح - كلمهء ترف با چند مشتق در آيات قرآنى آمده است : المؤمنون آيه ٣٣ و هود آيه ١١٦ و سباء آيه ٣٤ و زخرف آيه ٢٣ و الواقعه آيه ٤٥ و المؤمنون آيهء ٦٤ . و در اين آيات نتايج هلاكتبار ترف را صريحا گوشزد نموده است .