ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٦ - ٢ - حيات مستهلك در خواستههاى مهار نشده
چرا در بارهء حل اين معما بزرگترين متفكران به زانو در آمدهاند انتظار كدامين معرفت و قدرت و معجزه را مى كشيد كه ناگهان وارد دانشگاهها يا مغزهاى ما گردد و بگويد : اينست حل معماى ضرورت و تجمل و ثروت و آن است حل معماى اصالت فرد يا اجتماع يا اصالت هر دو آيا شما كه آن همه قدرتهاى متنوع در شناسائى جهان عينى و تصرف در آن پيدا كردهايد مانند اين كه طبيعت را با دست خود ساختهايد ، شما كه با رشتههاى بسيار متعدد و متنوع علوم روانى و تاريخى و حقوقى و سياسى و جامعه شناسى و مردمشناسى و دهها نوع از علوم انسانى ديگر با انسان آشنا شدهايد ، مى توانيد بگوئيد : ما نمى توانيم ابعاد اصيل حيات آدمى را درك كنيم ما نمى توانيم از عهدهء حل معماى فرد و اجتماع برآئيم چنين سخنى به شوخى بىمزه شبيه تر است از يك سخن علمى . شما مى توانيد و قطعا مى توانيد با پذيرش « حيات معقول » مانند بدست گرفتن يك ليوان آب خوردنى و نهادن آن بر زمين نه تنها آن دو معما را بلكه همهء مشكلات و معماهاى بشرى را حل كنيد .
آيا مگر براى درك و پذيرش اين مسئله كه « انسان ديگرى هم مانند من داراى حيات است و اين حيات مشترك ما به يك نظم عالى و آگاهانه در هستى پيوسته است » فراگرفتن همهء دانشها و فلسفهها و هنرهاى بشرى از آغاز تاريخ تا انجام آن لازم است آيا بايد براى درك و پذيرش مسئله فوق كهكشانها و كازارها مسير خود را عوض كنند و قوانين خود را مختل بسازند هيچ يك از اينها مورد نياز نيست ، تنها يك قرص تعديل خودخواهى لازم است كه همهء دردهاى بشرى را مرتفع به سازد .