ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - ٢ - حيات مستهلك در خواستههاى مهار نشده
آن كدامين بلندى است كه انسان با ارادهء نيرومند و راستينش پرچم برفرازش نزند اين شما و اين سرگذشت پرپيچ و خم و سنگلاخ و پر از مسير پرتگاه بشرى كه با مركب اراده از همهء آنها عبور كرده است .
با اين اراده و آن همه معارف و دانشهاى بشرى كه به دست آمده است ، ما به قدرت نامحدود و ارادهء سازندهء بشرى و معرفتى كه خداوند در نهاد او نهاده [ و بشر آن را به فعليت در مى آورد ] اطمينان و اميد زيادى داريم و مى دانيم كه او مى تواند به اين « حيات معقول » دست يابد . تنها يك شرط اساسى دارد و آن اينست كه اين واقعيت را به انسان بقبولانيم كه جز تو ، انسان ديگرى هم وجود دارد و حيات شما انسانها در يك حقيقت عالى كه وابسته به يك نظم عالى الهى است ، مشتركيد . اگر اين شرط جامهء عمل بپوشد و اگر ارادههاى انسانى براى عمل به اين شرط به طور جدى تحريك شود ، در ورودى « حيات معقول » به روى ما انسانها باز مى شود .
از همين جا معلوم مى گردد كه رسيدن به چنين حيات ، براى هر دوره و جامعه اى امكانپذير است . به طورى كه هيچ جامعه اى در هيچ دورانى نمى تواند ادعا كند كه من قدرت وصول به چنين حيات را ندارم ، زيرا اين حيات داراى سيستمى باز است كه از احساس اشتراك در حيات وابسته به يك نظم عالى الهى به وجود مى آيد و اگر انسانها داراى ميليونها ابعاد حياتى مادى و روانى هم باشند ، در اين سيستم باز جاى مى گيرند و تنها همين دايره وسيعتر مى گردد و بس .
آيا چيزى آسانتر از پيداكردن ملاك ضرورت و تجمل و ثروت در اين حيات معقول پيدا مى شود آيا راه ديگرى جز اين حيات معقول براى حل معماى اصالت فرد يا اصالت اجتماع يا هر دو در نظر داريد