ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - عامل محبت اصيل انسانها به يكديگر ، ايمان و عمل صالح است
عامل محبت اصيل انسانها به يكديگر ، ايمان و عمل صالح است .
مى دانيم كه بشر تاكنون براى لزوم هيچ حقيقتى مانند مهر و محبت انسانها به يكديگر ، اصرار نورزيده است .
اگر همهء كتب اخلاقى را باز كنيد و ورق بزنيد ، جز اين شعار كه « اى انسانها به يكديگر محبت بورزيد » محصولى نخواهيد ديد . اگر همهء مكتبهاى اومانيسم را مورد مطالعه قرار بدهيد ، خواهيد ديد همهء اين مكتبها يك ريشهء اساسى قابل توجهى كه دارند ، عبارت از مهر و محبت انسانها به يكديگر است .
آن قسمت از علوم انسانى را مانند روانشناسى و روانپزشكى و روانكاوى و حتى علوم گوناگون حقوقى و سياسى واقعى را كه رابطهء انسانها را با يكديگر مطرح مى كنند از نظر بگذرانيد ، بدون ترديد پديدهء محبت را در ميان مسائل گوناگون آن علوم مانند رگههاى الماس در ميان انبوه زغالسنگ خواهيد يافت . اين شعارهاى زير را درست توجه فرمائيد : ١ - دنيا بدون محبت زندانى تاريك است .
٢ - در آن جامعه اى كه محبت وجود ندارد ، اعضاء آن جامعه يا مشتى حيوانات وحشى اند يا پيچ و مهرههاى ماشين بزرگ و ناخودآگاهى .
٣ - هيچ مشكل انسانى وجود ندارد كه با كليد محبت باز نشود .
٤ - هر جا كه با دردهاى درمانناپذير ارتباطات انسانى روبرو گشتيد ، نسخهء محبت را بنويسيد و عمل كنيد ، همهء آن دردها مرتفع مى گردد .
٥ - محبت كوه را كاه و كاه را كوه مى كند .
اين ابيات جلال الدين مولوى را هم در نظر بگيريد :
< شعر > از محبت تلخها شيرين شود از محبت مسها زرين شود از محبت خارها گل مى شود وز محبت سركهها مل مى شود از محبت دردها صافى شود وز محبت دردها شافى شود از محبت دار تختى مى شود وز محبت بار بختى مى شود < / شعر >