ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٠ - عمومى ترين مختص بىشخصيتى اينست كه بر همهء اصول و معتقدات طغيان مى كند
مى دانستند و اطلاع از آن داشتند و چنانكه در تفسير خطبههاى آينده خواهيم ديد ، اخلالى كه عوامل ناآگاه در موقعيت زمامدارى امير المؤمنين وارد مى كرد ، مجبور گشت كه حكميت را بپذيرد و در عين حال اكيدا فرمود كه شما اين كار را مى كنيد و قطعا پشيمان خواهيد گشت .
داستان اسارت اشعث در جاهليت
داستان اسارت اشعث در جاهليت - بنا بنقل ابن ابى الحديد : « هنگامى كه قبيلهء مراد ، قيس اشج را كشتند . اشعث براى انتقام آماده گشت ، قبيلهء كنده با سه پرچم آمادهء حركت با اشعث گشتند . يكى از آن سه پرچم را كه كبس بن هانى دومى را قشعم ابو جبر و سومى را اشعث بر عهده گرفتند ، ولى نتوانستند قبيلهء مراد را پيدا كرده از آنان انتقام بگيرند و اشتباها با قبيلهء بنى الحارث بن كعب روياروى گشته با آنان جنگيدند و در اين پيكار كبس و قشعم كشته شدند و اشعث اسير گشت و با سه هزار شتر خود را رها ساخت .
داستان اسارت اشعث در اسلام
داستان اسارت اشعث در اسلام - هنگامى كه قبيلهء كنده پيش از هجرت پيامبر اكرم ( ص ) به مدينه براى زيارت مكه آمدند ، پيامبر اكرم با آنان ملاقات و رسالت خود را عرضه كرد ، همان طور كه خود را بر ديگر قبايل عرب عرضه مى نمود . بنو وليعة از اولاد عمرو بن معاويه آن حضرت را نپذيرفتند . پس از آنكه پيامبر اكرم ( ص ) به مدينه مهاجرت فرمودند و زمينهء دعوت به اسلام براى آن بزرگوار آماده گشت ، نمايندگان قبايل عرب پيش او آمدند ، از آن جمله نمايندگان كنده كه اشعث و بنو وليعة هم در ميان آنان بودند ، به حضور پيامبر رسيدند و اسلام را پذيرفتند . پيامبر از صدقات ( ماليات جنسى و نقدى ) حضرموت بنو وليعه را اطعام فرمود . پيامبر اكرم زياد بن لبيد بياضى را به حكومت حضرموت نصب فرموده بود . آن حضرت به زياد دستور داد كه ماليات حضرموت را به بنو وليعه بدهد . زياد اطاعت كرد . ولى آنان به زياد گفتند : ما وسيلهء نقليه نداريم تا صدقات را ببريم ، تو خود آنها را به شهرهاى ما بفرست زياد از اين پيشنهاد امتناع ورزيد و ميان آنان خشونت و شرى بوجود آمد