ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٦ - ترجمهء خطبهء نوزدهم
اين سخن را امير المؤمنين عليه السلام در حالى كه در منبر كوفه خطبه اى ايراد مى فرمود ، به اشعث بن قيس گفته استدر بعضى از سخنان امير المؤمنين ( ع ) جمله اى آمده كه اشعث به آن اعتراض نموده گفت : يا امير المؤمنين اين جمله به ضرر تست نه بر نفع توامير المؤمنين سر پائين انداخته با گوشهء چشم به اشعث نگريسته فرمودتو چه مى دانى آنچه را كه بر ضرر من است يا بر نفع من لعنت خدا و لعنتكنندگان بر تو باداى بافنده پسر بافنده اى منافق فرزند كافرسوگند به خدا يك بار ملت كفر ترا اسير كرده است و بار ديگر اسلام ترا اسير نموده استننگ هيچ يك از اين دو اسارت را نه مالت مرتفع ساخت و نه شخصيت داراى ارزش انسانى توو آن مردى كه شمشير دشمن را به قوم خود راهنمائى كندو مرگ را به سوى بستگانش بكشاند سزاوار است كه نزديكانش با او عداوت بورزندو بيگانگان از او در امان نباشند .
سيد رضى شريف مى گويد : مقصود امير المؤمنين عليه السلام اينست كه اشعث يك بار در كفر اسير شده است و بار ديگر در اسلامو اين كه مى فرمايد : « دل على قومه السيف » مقصودش داستانى است كه اشعث در يمامه با خالد بن وليد داشته استاشعث قوم خود را مى فريبد و خالد بر آنان هجوم ميكندپس از آن حادثه قوم اشعث او را عرف النار مى ناميدندو اين كلمه در نزد آنان اصطلاحى است براى حيله گر