ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٨ - ٤ - عمق معانى قرآن
را در زنجير عالم هستى و حيات انسانى وارد كرده است كه خلاف ارادهء تشريعى خداوندى در جهان هستى است .
٢ - قانون خلقت چنين است كه گروهى كه بجهت ستم و ستمكارى از منطقهء حيات تكاملى بيرون رفته و ساقط ميشوند گروهى ديگر جاى آن را مى گيرد و چنان نيست كه انحراف گروهى از منطقهء حيات تكاملى ، قانون استمرار خلقت را مختل بسازد و به اصطلاح تورات خدا از كردار خود غمگين و پشيمان گردد .
٣ - احساس نزول بلا فرار كردن از بلا را ، بدون معطلى بدنبال مى آورد زيرا دفاع از حيات در متن حيات و مربوط به ديناميسم آن ميباشد .
٤ - مگر فرار از بلائى كه خود بر سر خود آوردهاند امكانپذير نيست اين قانون كلى است كه وابستگى معلول به علت خود ، بدون استثناء ايجاب ميكند كه هر دو دور يك مجرى قرار بگيرند . علتى را كه من ايجاد كردهام امكان ندارد كه معلولش گريبان شما را بگيرد . مى توان گفت روح آدمى مانند يك درياى وسيع به وسعت عالم هستى يا مانند فرضيهء اتر است كه همهء كيهان را پر كرده است ، هرگونه كار و انديشه و گفتارى كه از آدمى سر مى زند ، موجى در خود روح آدمى پديد مى آورد كه به وسعت عالم هستى است :
< شعر > اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا < / شعر > ٥ - قانون مسئوليت كلى است ، هيچ انسانى در اين دنيا كه داراى خلقتى معتدل و از عقل و وجدان و قدرت برخوردار است ، نمى تواند از مسئوليت بركنار باشد ، هر قانون فردى و اجتماعى كه شامل حال انسانى بوده باشد ، مسئوليتى مناسب با خود در آن انسان ايجاب مى نمايد .
٦ - قانون پشيمانى و اعتراف به تبهكارى و تيره بختى اختيارى كه گاهى تلختر از شديدترين كيفرها است . آن پديدهء ملكوتى كه وجدان ناميده مى شود ، هرگز اصالت و ضبط و بينائى خود را از دست نمى دهد ، از ناچيزترين