ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦١ - هيچ انسانى مانند پيامبر اكرم عظمت وجدى بودن لزوم اداى امانت رسالت را درك نكرده است
افراط و تفريطى در قرآن نيست تا تعديلش كنند و بحثى مختصر در اعجاز قرآن
افراط و تفريطى در قرآن نيست تا تعديلش كنند و بحثى مختصر در اعجاز قرآن هيچ كتاب و اثرى از مغز بشرى در بارهء تفسير و بايستگىهاى انسان و حقيقت جهان تراوش نكرده است ، مگر اين كه انواعى از محدوديتها در محتويات آن كتاب و اثر وجود دارد . كجاست آن كتابى كه از عهدهء توضيح نهائى حقيقت انسان و شئون و بايستگىها و شايستگىهاى او برآيد و هيچ افراط و تفريط و نسبيتى در آن وجود نداشته باشد كجاست آن كتابى كه آورنده اش نيز جزئى از مخاطبهاى او قرار بگيرد آيا كتابى را تا حال سراغ گرفتهايد كه پيچيده ترين مسائل جهان هستى و انسان را مطرح نموده بدون اندك اختلاف و تناقضى آنها را حل و فصل نمايد اگر قرآن اين كتاب الهى را مورد دقت قرار بدهيم ، براى اثبات الهى بودن آن و اين كه ساخته و پرداخته مغز بشرى نيست ، مى توانيم مسائل زير را مورد توجه قرار بدهيم :
١ - اشراف و سلطه اى كه خوانندهء آگاه در آيات قرآنى احساس ميكند .
١ - اشراف و سلطه اى كه خوانندهء آگاه در آيات قرآنى احساس ميكند .
اين احساس كه در هيچ كتاب بشرى به وجود نمى آيد ، يكى از شگفتانگيز - ترين مختصات قرآن است . در اين آيات دقت فرماييد : ( وَقَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاه ) [١] ( و پروردگار تو حكم كرده است كه نپرستيد مگر او را ) .
البته پوشيده نيست كه مقصود از كلمهء « قضى » در اين آيه حكم بمعناى اصطلاحى نيست كه يك حاكم صادر ميكند و مردم هم مى توانند به آن حكم عمل كنند و مى توانند عمل نكنند ، بلكه مقصود جريان مشيت بالغهء الهى و تثبيتشدن آن در نظام هستى انسانها است ، يعنى عقل و فطرت انسانها را به طورى تعبيه كرده است كه بهترين وسيله در راه وصول به هدف اعلاى زندگى كه خداشناسى و خدايابى و خداپرستى است ، مى باشند و سرنوشت نهايى بشرى
[١] الاسراء آيه ٢٣ .