ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣١ - ١٧ - نتايج بيدادگرى قضات نادان ، ريخته شدن خونهائى است بناحق ، ربوده شدن ارثهائى است بناحق ، اهانت و جريحه دارشدن شخصيتهائى است بناحق ، ساقط شدن ارزش كارها است بناحق
اين مرضهاى شناخته شده ادعاى تكامل چيزى جز تسليت در برابر شكستهاى روحى بشرى چيز ديگرى نيست . بهر حال ، متفكران دوران ما مى گويند : اين گونه مسائل را در قلمرو اخلاق بررسى كنيد و براى اندرز و نصيحت مطرح كنيد ، نه به عنوان مسائل علمى آيا اين گونه اظهار نظر در اين مطلب حياتى يكى از انواع جهل پوشىها كه ضررهاى عينىاش به برداشتهاى اين متفكران از علم و دانش مى خندد ، نمى باشد ٣٤ ، ٣٥ - تصرخ من جور قضائه الدّماء و تعجّ منه المواريث ( از جور و ستم اين اشغالگران ناحق منصب قضاوت است كه خونهاى بناحق ريخته شده به فرياد و ناله در مى آيند و ارثهاى تقسيمشده به باطل شيون مى نمايند ) ١٧ - نتايج بيدادگرى قضات نادان ، ريخته شدن خونهائى است بناحق ، ربوده شدن ارثهائى است بناحق ، اهانت و جريحه دارشدن شخصيتهائى است بناحق ، ساقط شدن ارزش كارها است بناحق اين نتايج ناحق و امثال آنها معلول يك تخيل و كردار ناحق است كه عبارتست از تخيل شايستگى ناحق كه نادان در مغز خود مى پروراند و قضاوت در شئون زندگى و مرگ انسانها را به عهده مى گيرد . خونى كه با قضاوت ناحق قاضى نادان ريخته مى شود ، به اضافهء اين كه به حيات يك انسان خاتمه داده و طبق آيهء ( « مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ » ) ( هر كس فردى از انسان را نه براى قصاص و نه براى ريشه كنكردن فساد او از روى زمين بكشد ، چنانست كه همهء مردم را بكشد ) مانند قاتل همهء انسانها شناخته شده و با مشيت الهى به تضاد برخاسته و احترام خون را از بين برده است ، راه تجاوز را به حريم جانهاى آدميان هموار نموده است .
كسى كه از روى جهالت خودمحورانه شخصيت مردم را مورد اهانت قرار داده