ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٧ - ١٤ - اين قاضى ما سرى مثل سر شير دارد ابروهائى مانند كمان سام نريمان ، چشمانى مانند كاسهء شراب
كردن بشريت مى رسد ] و چنين نظر مى دهند كه شخصيت ممدوح نظيرى در تاريخ بشريت ندارد تدريجا ممدوح اگر در مشرقزمين مورد ستايش قرار بگيرد ، تا حد جلوه گاه مشيت خداوندى بالا مى رود و اگر در غرب باشد بجائى مى رسد كه مورد حسادت خدا قرار مى گيرد اين مدحى بوده است كه ولتر در بارهء نيوتن گفته بود : « كه اى خداى نيوتن ، راستى به نيوتن حسادت نمى ورزى » اگر چه نيوتن شخصيت بسيار بزرگى است ولى مدح مزبور براى او اگر واقعا ولتر گفته باشد ، ناشى از كوته بينى ولتر در بارهء خدا مى باشد .
بهر حال بيمارى مداحى در همهء شرق و غرب دنيا و در همهء دورانها رواج كامل داشته است . فساد و تباهىهائى كه از مداحىهاى ناشى از نادانى و تملق نصيب بشريت گشته است ، خيلى فراوان است ما در اينجا نمونه اى از آنها را مى آوريم : ١ - دروغگويى محض كه از مداحى در شخصيتها تجاوز كرده ، يك پديدهء رايج در ميان همهء شئون بشرى گشته است .
٢ - از كار انداختن استعدادها و نيروها و فعاليت شخصيتهايى كه مورد مدح قرار مى گيرند ، زيرا اين شخصيتها هر چه باشند ، بالاخره افرادى از انسانها هستند كه تحت تأثير ارزيابيهائى واقع مى شوند كه در بارهء آنها صورت مى گيرد ، چه بسيار اندكند شخصيتهائى كه مدح مداحان و عيبجوئى عيب - جويان دست و پاى آنان را نبندد و استعدادها و نيروهاى آنان را از كار نيندازد .
٣ - تحريف واقعيات و برهم خوردن ارزشها و اصولى كه شخصيتها بايد خود را با آنها تطبيق دهند ، نه اين كه ملاك و محور آنها قرار بگيرند .
٤ - پايمال شدن حقوق انسانها و جانشين گشتن باطلها بجاى آن حقوق .
٥ - تورم خود طبيعى شخصيتها كه مورد مدح قرار مى گيرند و آنرا باور مى كنند :