ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٠ - ١١ - با قيافه اى عالمانه غرق در جهالتها
اگر اين مسئله مطرح شود كه : آيا شانس و بخت و اتفاق و تصادف كه همهء آنها در رد قانون عليت مشتركند ، وجود دارد يا نه در پاسخ اين سؤال خواهد گفت : آرى ، من خودم در طول زندگانىام بارها روياروى حوادث تصادفى قرار گرفته استفادهها كردهام ، يا تصادفهاى زيادى روزگار مرا سياه كرده است . فلانى داراى شانس بسيار خوبى است ، بهمان خيلى بدشانس است و همواره اتفاقات ناگوار براى او مى افتد .
اگر بگوئى : اين موارد را كه استشهاد كردى ، تجزيه و تحليل كن .
خواهد گفت : موقعيتهاى مشابهى براى ديگران هم وجود داشت ، چرا آنان مانند آن بدبختان ، مبتلا به ناگواريها نشدند ، يا چرا مانند آن اشخاص خوششانس دچار شكستها و آسيبها نگشتند پس شانس و بخت وجود دارد .
ميگوئى : اين كه تجزيه و تحليل نيست ، بلكه تكرار ادعا است كه هيچ قضيه اى را نمى تواند اثبات كند ( مصادره به مطلوب است ) .
خواهد گفت : مقصود من استدلال به مشاهدات است كه از نظر علمى اطمينانبخشترين راهها محسوب مى شود .
ميگوئى : شما با شمارش مواردى كه در موقعيت مشابه نتايج مختلفى براى اشخاص مختلف در بر داشتهاند ، نمى توانيد شانس و تصادف را اثبات كنيد ، زيرا روابط اشخاص با موقعيتهاى مشابه از نظر اختلاف در آگاهىها و استعدادها و وضع روانى و همچنين اندك اختلاف در موقعيتها ، متفاوت مى باشند . بجاى اين كه پاسخ شما را با تفسير همان موقعيتها و اشخاص بدهد ، ناگهان گريبان خود را از چنگ شما در آورده .
بار ديگر با قيافهء عالمنمائى كه به خود گرفته است ، همان ادعاى اولى را تكرار كرده خواهد گفت : شما مخالف علم سخن مى گوئيد ، زيرا علم مى گويد : مشاهده و تجربه بهترين سند اثبات واقعيات است . پس از اين