ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٩ - ١١ - با قيافه اى عالمانه غرق در جهالتها
زد . روز ديگر ميان ماده اى از قانون مورد بهره بردارى با ماده اى از قانون ديگر ، احساس تناقض نموده ، براى اثبات يا نفى آن تناقض در زير ابرهايى سياه از جهالتهاى خود ، در خواهد ماند .
بدين ترتيب هر روزى كه از زندگيش سپرى مى گردد ، بر جهالت خود و بدبختى ديگران مى افزايد . شگفتآورتر آنكه چنان به جهالتهاى خود دلخوش است كه قيافه اى عالمانه و از خود راضى به خود مى گيرد و همه چيز را در اين دنيا به مراد خود مى بيند ، جز حقناشناسى عظماى جامعه و قوانين و واقعيات كه از عظمت او غافلند و او را بجا نمى آورند بار ديگر بايد گفت :
< شعر > چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشمبندى خدا < / شعر > روزى ديگر با شنيدن اصطلاحات و مطالب علمى كه اطلاعى از آنها ندارد ، نخست اندوهى سطحى فضاى درونش را فرا مى گيرد و پس از چند لحظه امواجى از خودخواهىهايش سر بر مى كشد و آن اندوه را به وسيلهء يادآورى مقامى كه در ميان مردم بناحق اشغال كرده است و يا به وسيلهء پندارهاى بىاساس كه درونش را پر كرده است مبدل به شادى مى نمايد ، سپس با اطمينان خاطر در رختخوابش نزول اجلال مى فرمايد و نمى داند كه با اين جهالتهاى متراكم همهء نقدينههاى زندگيش را با كمال حشمت و جلالباختن فرموده است اينان اشخاصى هستند كه براى پوشانيدن حماقتهاى خود و براى مخفىداشتن تاريكيهاى درونشان در هر جا كه مقتضى ببينند دست به لطيفه گويى و مثلزدنها و استخدام الفاظ بسيار كلى مى برند و فورا فيلسوف ميشوند و اگر كسى بخواهد به وسيلهء اصول و مفاهيم فلسفى مشت آنانرا باز كند ، بدون معطلى از معركه بيرون آمده با يك چالاكى تيزبينانه از شاخهء عرف و عادت و ديگر مفاهيم حقوقى آويزان مى شوند اين تردستىها و چالاكىها از مختصات هر مدعى بىاطلاع از مبانى علمى است كه خود را در آن علم صاحبنظر تلقى كرده است . بعنوان نمونه :