ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٨ - ١١ - با قيافه اى عالمانه غرق در جهالتها
نه واقعيتى جز همان تفكرات و قضاياى خيالى نشان مى دهد و نه قانونى بيرون از پندارهاى خودپرستانهء او . با اين حال او خود بهتر از همه ميداند كه انسانهايى بينا و آگاه در حل همان مشكلات و متشابه آنها راههاى ديگرى را پيش مى گيرند و نتايجى را بدست مى آورند كه مخالف محصول فكرى او است كه آنرا به شكل احكام صادر مى نمايد . لذا همواره يك ترديد و دودلى در درون او در بارهء احكامى كه صادر كرده است ، وجود دارد كه اگر داراى وجدان حساسى بوده باشد . مى تواند روان او را دچار اختلال بسازد .
٢٥ ، ٢٧ - جاهل خبَّاط جهالات ، عاش ركَّاب عشوات لم يعضّ على العلم بضرس قاطع ( نادانى است گمگشته در جهالتهاى خود و همانند آن شبكور است كه در تاريكى مسائل مشكل و ابهامآميز فرو مى رود و هيچ مسئله اى را با مبناى علمى قاطعانه حل و فصل نمى كند ) ١١ - با قيافه اى عالمانه غرق در جهالتها فضاى درونش همواره با ابرهاى تيرهء مجهولات چونان حلقههاى زنجير بهم پيوسته است ، ابرى نرفته ابرى ديگر جاى آنرا مى گيرد .
امروز درونش با مشتى خيالات بىاساس در بارهء جنايتى كه بوقوع پيوسته است ، مشغول است ، نه بينشى براى درك و تشخيص موضوع دارد و نه اطلاعى از آن منابع كه بايد حكم را از آنها استخراج نمايد .
فردا در برابر قانونى قرار مى گيرد كه بايد آنرا تفسير نمايد و توضيح بدهد ، اين جاهل خودپرست و بىخبر از جهل خود ، از قرائت صحيح الفاظش ناتوان ، و از قواعد و دستورات ادبى الفاظ قانون عاجز است .
پس فردا ميان دو ماده از قانون مورد بهره بردارى در حكم ، تناقضى احساس مى كند ، در اين حالت خدا ميداند كه در درون اين نادان ناپاك در بارهء برطرف ساختن آن تناقض موهوم يا مظنون ، چه جهالتهايى موج خواهد