ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٥ - ٩ - حل مشكلات به وسيلهء پندارهاى بيهوده و فرسوده
انگيزگى تثبيت شخصيت فقط نه بجهت علل منطقى خارج از ذات پديدههاى مزبور . به عنوان مثال : راه بسيار طولانى را طى ميكند ، نه براى اين كه رسيدن به مقصد ، رفتن در چنان راه طولانى را ايجاب ميكند ، بلكه تنها براى اثبات قدرت ارادهء خود كه عنصرى جالب توجه در شخصيت آدمى است . از ابراز واقعيت خوددارى مى كند و علتى براى اين خوددارى وجود ندارد ، جز اين كه شدت مقاومت خود را اثبات كند .
همچنين ممكن است آدمى به انجامدادن عملى اقدام كند ، نه براى آنكه آن عمل داراى مصلحتى است ، بلكه فقط براى اثبات اين كه او براى انجام آن عمل قدرت دارد . اين گونه پديدهها كه بر ابهام مشكلات انسانى مى افزايد ، اندك نيست . از طرف ديگر قوانين و اصولى كه براى حل مشكلات حقوقى و حياتى انسانى تنظيم مى شود ، اولا از جهت قالبگيرى شدن آنها به وسيلهء الفاظ ، معمولا احتياج به تفسير و توضيح و اعمال ذوق فراوانى دارند كه با قطع نظر از آنها ، دامنهء شمول آن قوانين و اصول محدود و نارسا ميباشد .
ثانيا - دگرگونىهايى كه در پديدههاى زندگى و روابط انسانها با يكديگر بروز مى كنند . عامل بسيار مهمى براى لزوم اجتهاد و صاحبنظرى در تطبيق قوانين و اصول بر آن پديدهها و روابط مى باشند ، تا حدى كه ممكن است براى يك قاضى شايستگى قانونگذارى لازم باشد كه در تطبيق مزبور اشتباه نكند .
شخص نادان در ميان دو مجموعه از پيچيدگىها و مشكلات قرار مى گيرد : مجموعهء يكم - قوانين و اصول و مآخذ و منابع آنها كه احتياج شديد به درايت و اطلاعات لازم و كافى دارد .
مجموعهء دوم - پديدهء مبهم كه براى شخص مطرح شده است . خطرناكترين عامل حقكشىها عبارت از بازيگرى فكرى و خودمحورى شخص نادان است