ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٥ - ٣ - براى اين نادانان خودپرست برقرارى صلح و صفا در ميان مردم ، دوزخى است سوزان كه زبانه هايش همهء سطوح موجوديت آنان را فرامى گيرد
شكنجه زاترين مرگ تلقى خواهند كرد .
١٥ - عم بما في عقد الهدنة ( و به آنچه در پيمان صلح است ، نابينا است ) ٣ - براى اين نادانان خودپرست برقرارى صلح و صفا در ميان مردم ، دوزخى است سوزان كه زبانه هايش همهء سطوح موجوديت آنان را فرامى گيرد .
اين نادانهاى خودپرست در راه عشق به خود طبيعى و متورمساختن آن ، به عامل منفىكننده دوم نيز تن در مى دهند . عامل دوم منفىكننده عبارت است از وحشت از واقعيات .
زيرا آنچه كه مى تواند با واقعيات ارتباط برقرار كند ، خود حقيقى آدمى است ، نه خود طبيعى تورم يافته كه به اصطلاحى ديگر خود مجازى ناميده مى شود . ندانستن واقعيات در صورت فقدان شرايط دانستن ، نه ضررى بر خود حقيقى آدمى وارد مى آورد و نه آسيبى آگاهانه و آزار اختيارى به جامعه مى رساند ، آنچه كه فرد و جامعه را به تباهى مى كشاند ، گريز آگاهانه و از روى اختيار از واقعيات است كه عاملى جز خود محورى جاهلانه ندارد .
بهمين جهت است كه نادانهاى خودمحور همواره تاريكىها را مى جويند و در تاريكىها زندگى مى كنند و در تاريكىها مى ميرند . آشوبها و فتنه هايى كه رنگ الگوها و معيارها و آرمانها را در جامعه مات مى سازند ، براى اين تبهكاران يك پديدهء آرمانى است كه اگر آنرا در رؤياى شبانگاهى كه در روى متعفنترين مواد خوابيده باشند ، ببينند ، بيدار شدن از آن خواب را مساوى شكنجه زاترين مرگ تلقى خواهند كرد .
برقرارى صلح در جامعه همه چيز را آن چنانكه هستند مى نماياند ،