ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٢ - ٤ - خودمحوران هم مجرمند و هم عامل جرم ديگران
< شعر > هر كه او بنهاد ناخوش سنتى سوى او نفرين رود هر ساعتى ز ان كه هر چه اين كند ز ان گون ستم ز اولين جويد خدا بىبيش و كم نيكوان رفتند و سنتها بماند وز لئيمان ظلم و لعنتها بماند تا قيامت هر كه جنس آن بدان در وجود آيد بود رويش بدان رگ رگست اين آب شيرين و آب شور در خلايق مى رود تا نفخ صور < / شعر > البته چنانكه سنتهاى نيكو زمينه اى براى آماده شدن وسائل حيات معقول مى باشند نه عامل جبرى آن ، همچنين بدعتها زمينه اى براى اختلال حيات معقول مى باشند ، نه عامل جبرى آن .
مرگ و عبور عقربكهاى زمان براى كسانى كه از تماس با واقعيات ناتوانند ، يك امتياز تدريجى براى مردگان به وجود مى آورد . از طرف ديگر اين قانون پايدار تاريخى هم وجود دارد كه عظمتها و تبهكارىهائى كه فوق معمولى باشند ، در كتاب پر ورق تاريخ ثبت مى شوند و به شكل عوامل محرك و سازنده يا نفرتانگيز سايهء خود را مى گسترانند .
عامل سوم - غرضورزيهاى خودمحوران زنده كه مى توانند از استخوانهاى پوسيدهء گمراهان تبهكار استفاده كرده به هدفهاى خود برسند .
١٠ ، ١١ - حمّال خطايا غيره ، رهن بخطيئته ( خطاهاى ديگران را بر دوش مى كشند و خود گروگان خطاى خويشتناند ) ٤ - خودمحوران هم مجرمند و هم عامل جرم ديگران هر اندازه كه شخصيت آدمى در يك جامعه چشمگيرتر بوده باشد ، بهمان اندازه عظمت و پستىهاى او در افراد و شئون جامعه مؤثر ميباشد ، زيرا يكى از مختصات انسانهاى معمولى قرارگرفتن در جاذبيت شخصيتها است ، بهمين جهت است كه مى توان گفت : يكى از عوامل مهم تعيين سرنوشت زندگى براى مردم معمولى ، شخصيتهائى هستند كه توانستهاند خود را در جامعه مطرح