ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٦ - نوع دوم
به امورى داده و حتّى چيزهائى را ضرورى ديده است كه در دورهء ديگر ، نه بجهت دگرگون شدن شرائط ، بلكه بجهت برطرف شدن پردههاى نادانى از جلو چشمانش ، همان امور و چيزها را بحال خود مضرّ ديده و پشيمان گشته است . بنا بر اين ، نمى توان گفت : رضايت از يك موضعگيرى در منطقهء روان « آن چنانكه هست » دليل وصول به اعتدال روانى حتّى در منطقهء مزبور ميباشد . ما بايد با كمال جرأت و شهامت اين حقيقت را بپذيريم كه اگر وجود عوامل كشش انسانها را از منطقهء « آن چنانكه هست » به منطقهء « آن چنانكه بايد » منكر شويم ، حقّ نداريم در بارهء اعتدال روانى انسان سخنى بگوئيم ، زيرا ما با جهل در بارهء آن عوامل ، هيچ چيز قابل توجّهى در بارهء انسان نمى دانيم .
عامل اساسى كشش انسان از « آن چنانكه هست » به « آن چنانكه بايد »
عامل اساسى كشش انسان از « آن چنانكه هست » به « آن چنانكه بايد » بعضى از اشخاص بر اين عقيدهاند كه انسان نه تنها گرايش به بايستگىها و شايستگىها را در نهاد خود ندارد ، بلكه حتّى بذرهاى آنها را در درون خود هم دارا نمى باشد .
اين عقيدهء افراطى كه مجبور است همهء مسائل عالى مربوط به انسان را به دو حرف نه يا به كلماتى مانند نمى شود ، نيست ، امكان ندارد ، ختم كند ، با توجّه به دو دليل زير باطل شناخته شده است :
دليل يكم
دليل يكم وصول آن همه انسانهاى بزرگ در تاريخ به مقام والاى عظمتها است مانند انبياى عظام و دارندگان رسالت متنوّع در پيش برد ابعاد موجوديّت انسانى [ بدون اندك توقّع پاداش دنيوى ] مانند علم ، اقتصاد ، اخلاق ، حقوق ، تعليم و تربيت و مديريّت امور اجتماعى و هنر در اشكال مختلفش و همچنين مانند اولياء اللَّه و حكماء و اخلاقيّون وارسته از خودخواهىها و آلودگىها . آيا اين همه عظمتهاى انسانى بدون عوامل محرّك درونى امكان پذير است قطعى است كه براى بوجود آمدن اين عظمتها عوامل روانى با اهمّيّتى دست به فعّاليّت زدهاند و تكاپوها و تصفيههاى درونى بسيار شديدى در كار بوده است كه ابراهيم خليل عليه السّلام توانسته است دست به ذبح فرزندش ببرد و همهء اموالش را در راه خدا بدهد و در موقعى كه او را به آتش انداختند ، جبرئيل به او مى گويد : از دست من هر كمكى براى شما برمى آيد انجام بدهم ، ابراهيم عليه السّلام پاسخ