ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٢ - اصل دوم - آن موضوع كه بايد تعليم و تربيت آن را اصلاح كند ، چيست
بشر از نظر خرد و اخلاق در حدّ بسيار اعلايى بود . ولى متأسّفانه عملا چنين ديده مى شود كه گويى بنى نوع انسانى از عبور از ما قبل تاريخ به قلمرو تاريخ رسمى شديدا پشيمان گشته و نه بطور تدريجى ، بلكه ناگهان اراده كرده است كه به همان جريانات خواستههاى ابتدايى كه در ما قبل تاريخ پشت سر گذاشته است ، برگردد . بهر حال جمله اى را كه از ديوئى مورد تفسير قرار داديم ، بعنوان هدف از تربيت بسيار مناسب است ، ولى نمى تواند تعريف تربيت تلقّى شود . نقصى كه خود ديويى در بارهء تعريف خود ( نوسازى تجربه ) متوجّه شده است ، واقعا نقص غير قابل اغماضى است ، زيرا مادامى كه محتوى و نتيجهء تجربه در مسير معنى بخشيدن به هستى قرار نگيرد ، در معرض سوء استفاده هايى كه ديوئى متذكَّر شده است ، قرار خواهد گرفت .
نوسازى تجربه ، براى استمرار فعّاليّت تربيت ، يك امر ضرورى است و نمى تواند تعريفى براى تربيت محسوب گردد . اين نوسازى تجربه همان است كه در مكتب اسلام « دوام تكاپو در معنى بخشيدن به حيات » گفته مى شود :
< شعر > جان فشاناى آفتاب معنوى مر جهان كهنه را بنما نوى تازه مى گير و كهن را مى سپار كه هر امسالت فزونست از سه پار تو از آن روزى كه در هست آمدى آتشى يا خاك يا بادى بدى گر بدان حالت تو را بودى بقا كى رسيدى مر تو را اين ارتقا < / شعر > در سخنان پيشواى بزرگ تربيت انسانها امير المؤمنين عليه السّلام ، مطالب زير در بارهء ضرورت و ارزش تجربه آمده است : ١ - و فى التّجارب علم مستأنف . [١] ( در تجربهها علم جديد بوجود مى آيد . ) تجربهها است كه موجب بروز علوم جديد مى گردد . ) ٢ - العقل عقلان عقل الطَّبع و عقل التّجربة . [٢] ( عقل بر دو نوع است : عقل طبعى و عقل تجربه . )
[١] تحف العقول - حسن بن علىّ بن شعبه ص ٩٦ .
[٢] بحار الانوار - مجلسى ج ٧ - ص ١١٦ .