ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٤ - فرار از حكمت و موعظهء سازنده براى چه
استعدادها و نيروها و نيازها در معرض دگرگونى و زوال قرار نمى گيرند . مبانى متغيّر ، آن قسمت از اصول و قوانين كلَّى هستند كه با نظر به موضوعات و شرايط واقع در مجراى تغييرات ، در معرض تحوّلات و دگرگونى مى باشند ، توضيح اين دو قسمت ، در مباحث بعدى خواهد آمد .
براى تكميل بحث در بارهء مبانى تعليم و تربيت يك مقدّمهء بسيار ضرورى را بايد در نظر بگيريم : وقتى كه سه كلمهء « قرآن » و « سنّت پيامبر اسلام » و « اجماع » مطرح مى شوند ، در اذهان اشخاصى كه در بارهء سه منبع فوق اطَّلاع لازم و كافى ندارند ، يك عدّه عقايد و دستورات تعبّدى محض مجسّم مى شوند كه فقط مورد نياز كسانى مى باشند كه نخست به آنها ايمان آورده باشند برخى ديگر از مردم سه منبع فوق را مفاهيمى تلقّى ميكنند كه هاله اى از قداست و ارزش ماوراى طبيعى محض آنها را احاطه نموده است و بايد آنها را مقدّس شمرد ، امّا اين كه محتواى آن منابع چيست و انسانى كه با اصول و قواعد استنباط شده از آنها تربيت شود ، سطح روحى او به كجا خواهد رسيد مورد توجّه قرار نمى دهند . براى دفع اين گونه نگرشها در بارهء تعليم و تربيت و اين كه موضوع تعليم و تربيت يك عدّه عقايد و دستورات تعبّدى محض نيست ، فقط توجّه به اهداف و آمال گرديدن در اسلام كفايت مى كند . اين اهداف و آمال در قرآن « حياة طيّبه » از مسير كتاب و حكمت است كه در اين كتاب الهى در مواردى متعدّد مطرح شده است .
( هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِه وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ ) [١] .
( او است خداوندى كه در ميان انسانهاى عامى ( يا مردم مكَّه ) پيامبرى از آنان برانگيخت كه آيات خداوندى را براى آنان تلاوت مى كرد و آنان را تهذيب مى نمود و كتاب و حكمت براى آنان تعريف مى كرد ) .
و در نهج البلاغهء امير المؤمنين عليه السّلام چنين آمده است :
[١] الجمعه آيهء ٢ .