ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٨ - مطلب سوم
زندگى مى كند و عوامل انجذاب او به مادّه از قدرت مهمّى برخوردارند .
( وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ) [١] .
( براى آنان متذكَّر باش زيرا تذكَّر براى مردم با ايمان سود مى دهد . ) هر اندازه پند و اندرز مستند به اصول و حقائق ثابتتر و روشنتر بوده باشد ، تأثيرش عميقتر و دامنه دارتر مى گردد . همچنين هراندازه كه مستند به تجارب و مشاهدات بوده و با بيانات زيبا و رسا بوده باشد ، قطعى است كه نتيجهء عالىتر خواهد داد .
مى توان گفت : در موعظهء حسنه كه دگرگونىهاى مثبت در انسان ايجاد مى كند ، واقعيّتها با قالبهاى هنرى بيان جمع ميشوند و بهترين نتائج را ببار مى آورند .
شرط ديگر براى تأثير موعظهء حسنه در مردم ، ايمان و تقوى و رشد روحى موعظه كننده است . اين شرط بسيار مهمّ و اساسى است . اين حقيقت اثبات شده است كه : « مر زبان را مشترى جز گوش نيست » .
و إنّ الموعظة إذا خرجت من القلب دخلت فى القلب .
( اگر موعظه از قلب بيرون بيايد ، در قلب داخل گردد . ) « اندرز هرگاه از دل برآيد بر دل نشيند » . دليل تأثير شديد موعظههاى نهج البلاغه همين است كه متذكَّر شديم . آن كدامين ارشاد و وعظ است كه امير المؤمنين سلام اللَّه عليه به مردم بيان فرمايد و خود بان عمل ننمايد شايد از يك جهت صحيح باشد كه بگوئيم : موعظه در بارهء واقعيّات كمتر از انسانهاى عامل و با تقوى و صالح ، بسيار مؤثّرتر از موعظه در بارهء واقعيّات زيادتر و عميقتر و گسترده تر از انسانهاى بىعمل و بىتقوى و ناصالح ميباشد ، زيرا اين مثل : ( كل اگر طبيب بودى سر خود دوا نمودى ) اگر چه عاميانه بنظر مى رسد ، ولى واقعيّت خود را در جريان تاريخ بخوبى اثبات كرده است .
خداوند سبحان با كمال صراحت كسانى را كه مردم را به نيكوكارى دستور مى دهند ،
[١] الذّاريات آيهء ٥٥ .