ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢ - محمّد صلَّى اللَّه عليه و آله فرزند با عظمت ابراهيم عليه السّلام
كه شيئى متحرّك با عروض تغييرات در عوامل و ميدان حركت تغيير پيدا ميكند ، لذا احتياج از مختصّات ذاتى حركت ميباشد و خداوند سبحان صمد و غنّى بالذّات است .
صفت بيستم - « اهمّيّت دادن به عقل و استدلال عقلانى مستند به حسّ » صفت بيست و يكم - مراعات ادب در استدلال زيرا در آيات فوق چنين است كه حضرت ابراهيم عليه السّلام استدلال به مسئلهء حركت را با حماسه و پرخاش و تكبّر و جدلبازى و تحقير قوم خود مطرح نفرمود ، بلكه از نشان دادن ناپديد شدن ستاره ، چنين فرمود كه من ناپديد شدگان را دوست نمى دارم گوئى آن حضرت خود را با استدلال مزبور هدايت ميكند . و در موقع ناپديد شدن ماه ، باز هدايت شدن خود را مطرح نموده مى فرمايد : اگر خداى من ، مرا هدايت نكند از گمراهان خواهم بود . در موقع ناپديد شدن آفتاب رو به مردم خود كرده مى فرمايد : من از شركى كه مى ورزيد بيزارم . و نمى فرمايد : حالا ديديد كه شما را ملزم كردم شما عقل نداريد اى مردم پست ، مگر نمى بينيد كه ستاره و ماه و آفتاب همه و همه ناپديد ميشوند البتّه پس از تكرار استدلال و ارائهء طريق هدايت و آوردن معجزهها و پافشارى مردم تبهكار به شرك و كفر و انحراف ، تشديد خطاب ، يك امر منطقى است ، مانند آن خطاب كه حضرت ابراهيم به قوم خود فرمود كه : ( أُفٍّ لَكُمْ وَلِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) [١] ( افّ باد بر شما و بر آنچه مى پرستيد جز خدا را آيا تعقّل نمى كنيد ) ٢٠ - * ( وَحاجَّه قَوْمُه قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي الله وَقَدْ هَدانِ وَلا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِه إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ . وَكَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَلا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِالله ما لَمْ يُنَزِّلْ بِه عَلَيْكُمْ سُلْطاناً فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ وَتِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِه نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ [٢]
[١] الأنبياء آيهء ٦٧ .
[٢] الأنعام آيهء ٨٠ تا ٨٣ .