ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٦ - ٣ - صيانت ذات
خلاصه ، اگر چه اين واحدهاى درجهء ٢ مى توانند بعنوان عوامل جلب افراد بيكديگر عمل كنند ، ولى مشروط به اين كه سود و زيان فردى در كار نباشد . با يك دقّت لازم مى توان گفت همهء اين واحدها و اتّحادها و اشتراكها و وحدتها در معرض بهره بردارى براى اشباع حسّ خودخواهىهاى آدميان بوده است ، يعنى همهء آنها در معرض استفاده در راه خودخواهى قرار مى گيرند ، لذا مى توان گفت : فداكارى در راه نژاد ، يا هر موضوع ديگرى مانند افراد هم محيط طبيعى و افراد اجتماع خود ، فداكارى در راه خويشتن است ، بطورى كه مى توان اين دو كلمهء « نژاد من » را به كلمهء « من » تبديل نمود .
بعضى از واحدهاى دو نوع واحدهاى طبيعى درجهء ١ و ٢ مى توانند به دو نوع اجبارى و اختيارى تقسيم شوند ، مانند انتخاب اختيارى اجتماع مخصوص و محيط طبيعى و مكان مخصوص براى زندگى [ در واحدهاى طبيعى درجهء ٢ ] و مانند انتخاب اختيارى مواد براى تعقّل و تجسيم و به فعليّت رسانيدن نبوغ در مسير خاصّ .
٣ - صيانت ذات كه در حيات انسان مقتضى تشكَّل و ارتباطات جمعى مى باشد ، گاه براى دفع مزاحم از سر راه زندگى كه هم دو يا چند انسان عادل و با فضيلت را بيكديگر مى پيوندد و هم اشخاص درنده را كه اگر خطر مزاحم نبود همديگر را مى دريدند مانند دست بهم دادن شير با خرگوش و پلنگ با آهو و گربه با موش براى دفع دشمن ، چنانكه براى بدست آوردن سود ممكن است ميليونها انسان با داشتن هوىها و آرمانهاى مختلف و متضادّ ، بيكديگر جذب شوند و هماهنگ گردند . ولى اين هماهنگىهاى ناشى از فرار از ضرر و جلب سود كه مانند جهانگشايانى بيكديگر جذب مى شوند و متّحد مى گردند ، هيچ گونه داراى ارزش ذاتى نيست ، بلكه گاهى در صورت دوم كه اتّحاد براى جلب سود است ، مزاحم انسانها و بر هم زنندهء زندگى ديگران نيز مى باشد مگر براى تحقّق بخشيدن به هدفهاى والاى انسانى كه در آيات قرآنى نيز آمده است و ما نمونه اى از آن آيات را خواهيم آورد .
بنظر مى رسد كه شعراى عاليقدر ما اين گونه اتّحاد و هماهنگى را توصيه كردهاند ، [ نه اتّحاد و هماهنگى مغولان را ] از آن جمله :