ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٨ - مطلق سازى از بشر آن غذائى است كه مردم هر چند بزور و حيلههاى لطيف و شيرين آنرا بخورند ، بالاخره محال است آنرا استفراغ نكنند
و لا لأخيه الحسين و لا لأحد من أهل بيت رسول اللَّه غائلة ، سرّا و لا جهرا و لا يخيف أحدا منهم فى أفق من الأفاق . [١] اين جملات را كه در منابع زير نقل شده است ، اين جانب بعنوان مادّهء ششم قرار دادم ، زيرا اگر چه مادّهء پنجم شامل آن نيز مى باشد ، ولى بجهت اهمّيّت مواردى كه در اين جملات گوشزد شده است ، چنانكه در معاهده آمده است ، بعنوان يك مادّهء مستقلّ نيز مناسب است .
[ معاويه متعهّد مى شود كه ] ( ياران على « عليه السّلام » در هر كجا كه باشند ، در امان بوده و براى هيچيك از شيعيان على حادثهء ناگوارى پيش نياورد و ياران على و شيعهء او ، نفوسشان و اموالشان و زنانشان و فرزندانشان در امانند ، و براى هيچ چيزى آنانرا مورد تعقيب قرار ندهد و به هيچ يك از آنان با بدى و ناگوارى تعرّض ننمايد . و حقّ هر ذيحقّى را به خودش برساند [ و معاويه متعهّد مى شود ] آنچه را كه ياران على بان رسيدهاند در هرجا كه باشند ، ثابت بماند . [٢] [ و معاويه متعهّد مى شود ] به اين كه به حسن بن على و برادرش حسين و به هيچ يك از اهل بيت رسول خدا نه پنهانى و نه آشكار حادثهء خطرناكى را نجويد و وارد نسازد و كسى از آنان را در هيچ جائى از دنيا نترساند . ) [٣] ابن قتيبهء دينورى مى گويد : « سپس عبد اللَّه بن عامر فرستادهء معاويه به حسن عليه السّلام ، شروط ( موادّ معاهدهء صلح ) حسن را چنانكه آن حضرت فرموده بود ، نوشت . معاويه همهء آنها را با خطَّ خود نوشت و با مهر خود آنرا ختم ( ممهور ) نمود و در آن معاهده نامه ، پيمانهاى مؤكَّد و سوگندهاى غليظ را بيان كرده و همهء رؤساى اهل شام را به آن معاهده نامه شاهد گرفت و آن را براى عبد اللَّه بن عامر فرستاد و عبد اللَّه
[١] بحار الانوار ج ١٠ ص ١١٥ و النّصائح الكافية ص ١٥٦ .
[٢] طبرى ج ٦ ص ٩٧ و ابن الأثير ج ٣ ص ١٦٦ و ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطَّالبيّين ص ٢٦ و شرح نهج البلاغة ج ٤ ص ١٥ و بحار الانوار ج ١٠ ص ١١٥ و النّصائح الكافية ص ١٥٦ .
[٣] بحار الانوار - مجلسى ج ١٠ ص ١١٥ و النّصائح الكافية ص ١٥٦ .