ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٤ - مطلق سازى از بشر آن غذائى است كه مردم هر چند بزور و حيلههاى لطيف و شيرين آنرا بخورند ، بالاخره محال است آنرا استفراغ نكنند
نابكاران ، وجود واقعيّتى را در ماوراى ارادهء خود بپذيرند ، از ساده لوحى ضعفاء و بينوايان جوامع بشرى بوده است . تعدّى از قانون و پايمال كردن حقوق مردم ، گرياندن محرومان و سپس نام قهرمان گذاشتن بر انجام دهندگان اين خيانتها و جنايتها ، براى خودكامگان مبناى اصلى حيات تلقّى مى گردد در چند جملهء مورد تفسير ، امير المؤمنين عليه السّلام اين مسأله را بطور كلَّى با مختصرترين و زيباترين بيان مطرح فرمودهاند .
البتّه حلال كردن حرام بعنوان تذكَّر به يك مثال است و منظور آن حضرت تغيير همهء قوانين است . مخصوصا با نظر به جملهء بعدى : « و پيمانى رها نكنند مگر اين كه آنرا نقض نمايند » كه باحتمال قوى اعمّ از پيمانهاى الهى و پيمانهاى منعقد در ميان مردم است ، مثال و باصطلاح ديگر بيان مصداق بودن جملهء مورد تفسير روشنتر مى گردد . اين نكته را هم بايد در نظر گرفت كه خودكامگان قدرتمند هشيارتر از آنند كه قوانين را با كمال سادگى زير پا گذارند و از خشم مردم هيچ هراسى به دل راه ندهند . آنان بخوبى ياد گرفتهاند كه چگونه نخست بايد خودشان را در مغزهاى شستشو شدهء مردم ساده لوح تا سر حدّ معبوديّت بالا ببرند و آن گاه مطلق بودن خود را در فوق همهء قوانين براى آن مردم بينوا قابل هضم بسازند . با اين حال با صداى بلند مى گوئيم :
مطلق سازى از بشر آن غذائى است كه مردم هر چند بزور و حيلههاى لطيف و شيرين آنرا بخورند ، بالاخره محال است آنرا استفراغ نكنند .
اين يك قضيّهء ادّعائى محض نيست ، دلايل اثبات كنندهء اين قضيّهء كلَّيّه ، سرگذشت بسيار طولانى تاريخ ما انسانها است . آيا فراعنهء مصر خود را در درجهء معبودهائى براى مردم جوامع خويش در نياورده بودند آيا امپراطوران رم و خودكامگان قدرت پرست و مستبّد سرزمينهاى آسيا ، به عنوان معبودهائى در سرزمينهاى خود ، مردم را بردههاى بىاختيار خود نساخته بودند آيا سزار بورژياها و معاويهها و يزيدها و هم مكتبان آنان با پرچم ماكياوليسم ( همه چيز را بعنوان وسيله ، قربانى هدفى مى نمايد كه خود تشخيص داده است ، بدون ارزيابى وسائل قربانى شده و هدف ) معبودهاى جوامع خويش نگشته بودند با اين حال مردم نه تنها پس از گذشت روزگار سلطه و سيطرههاى نابكارانهء آنان ، با كمال بى اعتنائى آنان را استفراغ نمودند ، بلكه حتّى مردم همزمانشان هم بخوبى مى دانستند كه اين مجسّمههاى رعبانگيز كه همهء مردم و همهء