ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - ١ - اعتدال روانى در منطقهء روان ١٧١ آن چنانكه هست ١٨٧
< شعر > هر كه را باشد وظيفه چار نان دو خورد يا سه خورد هست اوسط آن ور خورد هر چار دور از اوسط است او اسير حرص مانند بط است هر كه او را اشتها ده نان بود شش خورد مى دان كه اوسط آن بود چون مرا پنجاه نان هست اشتهى مر ترا شش گرده ، همدستيم نى تو به ده ركعت نماز آيى ملول من به پانصد در نيايم در نحول آن يكى تا كعبه حافى مى رود و ان يكى تا مسجد از خود مى شود آن يكى در پاكبازى جان بداد و ان يكى جان داد تا يك نان بداد اين وسط در با نهايت مى رود كه مر آن را اوّل و آخر بود اوّل و آخر ببايد تا در آن در تصوّر گنجد اوسط يا ميان < / شعر > ملاحظه مى شود كه روح با نسبى بودن اعتدال روانى ، چگونه به فعّاليّت و داد - و فرياد و تكاپو براى رشد و كمال خود مشغول است . براى تحقيق بيشتر در موضوع اعتدال روان و تأثير اخلاق كمالى در آن ، اعتدال روان را در دو منطقهء اساسى مورد توجّه قرار مى دهيم : اعتدال روانى در منطقهء روان « آن چنانكه هست » و اعتدال روانى در منطقهء روان « آن چنانكه بايد » .
١ - اعتدال روانى در منطقهء روان « آن چنانكه هست » روان آدمى با هر توصيف و تعريفى كه در نظر گرفته شود ، داراى نهادهائى ( استعدادها و نيروها و سطوح و ابعاديست ) كه علم النّفس گذشته و روانشناسى در دورانهاى اخير بررسى و شناخت آنها را بعهده گرفته است ، چنانكه علوم اخلاقى گذشته وظيفهء پيش گيرى از اختلالات آن نهادها را تضمين مى نمود و روانپزشكى امروز بدون توانائى كلَّى بر پيشگيرى ، به درمان و معالجهء آن اختلالات مى پردازد . در گذشته آنچه را كه اخلاقيّات بعهده گرفته بود ، با نظر به شهادت تاريخ و مشاهدات فعلى ما ، تا حدودى ايفا كرده است ، در صورتى كه كوششهاى روانپزشكى امروز اگر چه در فرونشاندن پديدههاى حادّ اختلالات روانى ، نتايج قابل توجّهى را بوجود آورده است ، ولى اين كه چه مقدار در ريشه كن كردن آن اختلالات و بوجود آوردن اعتدال نسبى روان موفّق بوده است ، داستانى ديگر است . همين مقدار مى توانم در اينجا متذكَّر شوم كه خود