ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٥ - مسئلهء اوّل
بلكه خلَّاقيّت مستلزم تمركز قوا و وقف وجود خويشتن است . از اين روست كه تامس وولف بارها در داستانهاى خود تجديد نظر مى كرد و وقتى كه مشغول انجام دادن يك كار خلَّاق مى شد ، تمام علاقهها و ميلهاى ديگر او تحت الشّعاع قرار مى گرفت .
معلَّم در صورتى مى تواند به خلَّاقيّت كمك كند كه دانش آموزان را برانگيزد ، ذوقهاى نهفتهء آنان را مكشوف سازد و به اصالت و فرديّت آنان احترام بگذارد . هدف معلَّم بايد اين باشد كه دانش آموزان را از فعل پذيرى به فعّاليّت و از تقليد به خلَّاقيّت راهنمايى كند . » [١] براى بررسى مسائل مربوط به خلَّاقيّت ، چند مسئلهء با اهمّيّت را بايد مورد دقّت قرار بدهيم : مسئلهء اوّل - آيا مرزى بين فرد و اجتماع از نظر انسان شناسى وجود دارد يا نه مسئلهء دوم - آيا فرد در برابر اجتماع از اصالت برخوردار است يا نه مسئلهء سوم - آيا خلَّاقيّت كه قطعا از پديدههاى فردى ( يا افرادى ) است ، با پيشرفت و عقب ماندگى اجتماع رابطهء مستقيم دارد مسئلهء اوّل - ميان فرد و اجتماع از ديدگاه فيزيكى ، مرزى كاملا روشن كه نيازى به اثبات ندارد ، ديده مى شود ، امّا از ديدگاه حياتى و روانى ، مسئله به اين سادگى و روشنائى نيست ، زيرا فرد از هر دو بعد ، ارتباط بسيار عميق و دامنه دار با مردم اجتماع دارد ، چنانكه با محيط طبيعى جغرافيايى داراى پيوستگى عميق و دامنه دار مى باشد .
اين دو ارتباط هر اندازه هم شديد بوده باشد ، بالاخره فرد موجوديست داراى هويّت معيّن كه بوسيلهء همين هويّت ، مختصّاتى براى خود دارد . درست است كه عوامل و انگيزههاى اغلب پديدههاى حياتى و روانى را محيط و اجتماع براى افراد انسانى بوجود مى آورد ، ولى محلّ انعكاس و اتّصاف و فعّاليّت و دريافت همهء پديدههاى حياتى و روانى ، خود فرد انسانى است . باغبانى كه در اجتماع ، باغ زيبايى را احداث كرده است ، كارى است كه بدون دخالت فرد تماشاگر و سياحتگر انجام گرفته و عامل لذّت حاصل از تماشا را آن باغبان بوجود آورده است ، ولى فردى كه به آن باغ زيبا
[١] مأخذ مزبور ص ٢٢ .