ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٣ - ٢ قدرشناسى از فرهنگ
عقل و اثبات ضرورت تفكَّر هدفدار ، حتما بايد ذهن انسانها را با قوانين كلَّى مربوطه به قدر لازم و كافى آشنا ساخت .
آن گونه تفكَّرات كه ناشى از جهشهاى مغزى و به فعليّت در آمدن نبوغها است ، در مبحث خلَّاقيّت مشروحا مورد بررسى قرار خواهد گرفت .
٢ . قدرشناسى از فرهنگ - فردريك ماير در بارهء لزوم اين مادّهء تربيتى چنين مى گويد : « به قدر شناسى از فرهنگ بايد اهمّيّت داد . تربيت بدون لذّت بردن از هنر و ادب ناقص است . شناسايى شاهكارهاى بزرگ گذشته ممكن است ما را به ارزيابى فرهنگ زمان معاصر يارى و راهنمايى كند . به گفتهء ويتمن : مسئلهء هراسانگيز تربيت امروزى همانا ابتذال آن است . غالبا به نوعى عقيدهء توحيد برمى خوريم كه هنرهاى صنعتى را با شاهكارهاى سوفوكلس يكى مى داند ، ادگارگست را با رابينسون جفرز ، ديل كارنگى را با سقراط و ميكل آنژ را با نقّاشان ساتردى ايونينگ پست برابر مى شمارد .
مقصود از قدر شناسى تنها شناسايى شاهكارهاى بزرگ هنرى نيست ، بلكه بايد در روش خود تجديد نظر كنيم ، تا هنر جزء زندگى ما شود و ارزشهاى اساسى و هدفهاى ما را كيفيّت شرطى بدهد . » [١] فرهنگ بمعناى عمومى آن ، نياز به يك تعريف جامع دارد كه بجهت گسترش خيلى زيادى كه آن معناى عمومى دارد ، بسيار دشوار به نظر مى رسد ، لذا گاهى ديده مى شود كه بعضى از فرهنگ شناسان مى گويند : معناى فرهنگ بجهت عموميّت وسيعى كه دارد ، نظير وجود ، قابل تعريف نيست . اگر از اين مسئله صرف نظر كنيم ، اشكال بزرگترى كه در تعريف فرهنگ با آن روبرو خواهيم گشت ، تنوّع و اختلاف شديد عناصر فرهنگى است ، بطورى كه پيدا كردن يك جامع با هويّت معيّن براى تعريف فرهنگ ، اگر امكان ناپذير نباشد حدّ اقلّ خيلى دشوار است . ما همين مشكل را در تعريف زيبائى هم مى بينيم ، زيرا فاصلهء ميان يك دسته گل ، با زيبايى نمود عاطفى مادران و فاصلهء اين دو با شب مهتاب و فاصلهء آنها با آبشار زيبا و فاصلهء آنها با يك آهنگ موزون و دلپذير و فاصلهء همهء اينها با زيبايى عدالت و حقّ گرايى روح و غير ذلك ، بقدرى زياد
[١] تاريخ فلسفهء تربيتى ج ١ ص ٢٢ .